هر دو رفتند...

                 گاهي داتش آموز چند سال پيش خودت را مي بيني كه براي خودش كسي شده است وبراي تو كه روزي معلمش بوده اي باعث افتخار                                                                                                                              

       گاهي هم از ديد ن دانش اموز سابق خود ت جز شرمندگي 

نصيبت نمي شو د .

        به قول قدما اين مثل ازبهرآن آ وردم كه بگويم  هر گردي گردو  نيست به خاطر نمي آورم اين ضرب المثل را كي شنيده ام كه ميان اين حسن تا آن حسن  صدگز رسن

   ولي داستان امروز ما به جاي حسن حسين دارد  غرض از ذكر اين مقدمه آن بود كه بگويم

                           پنجاه وخرده اي سال پيش كه حسين فاطمي  را   حسين ازموده بعنوان دادستان محاكمه ومحكوم كرد هردو حسين رفتند

يكي            يكي  درجواني اعدام شد   و ديگري بعد ازخد ماتي ازآن قبيل به درجه سرلشگري وبعد سپهبدي ارتقا يافته ودرسن پيري درپناهندگي درفرانسه از دنيا  رفت                                                                      

                                                              

                          دلم مي خواست كه معلم هردو يكي بود واين سوال رامي توانست جواب دهد البته بعد از سالها كه اگر افتخار معلم حسين فاطمي بودن را دريك كفه بگذارند و شرمندگي معلمي حسين ازموده را در كفه اي ديگر كداميك برآن ديگري مي چربد .

 

تسليت به خانواده بداغي

         خانواده محترم بداغي


        در گذشت مادر گرامي شما را از صميم قلب تسليت گفته  عمر ي همراه با سعادت  براي شما خواستاريم

      مارا نيز درغم خود شريك بدانيد 

                                                     كانون صنفي معلمان ايران

    به نام خداوند جان و خرد

    درخواست کانون صنفی معلمان ایران از رسول بداقی

    همکار فرهیخته جناب رسول بداقی

       امروز به هنگام تهیه و نگارش این درخواست از شما بودیم که خبر درگذشت مهندس عزت الله سحابی منتشر شد. کسی که به گواه بسیاری،دورنمای زندگی اش،همواره آزادی،پیشرفت و آبادانی این سرزمین بود  و صداقت در گفتار و رفتارش زبانزد همه است. ما بر خود بایسته می دانیم درگذشت این مرد بزرگ را به خانواده وهمه ی بازماندگان گرامی اش تسلیت بگوییم.

 اما جناب بداقی

 شما امروز یازدهمین روز اعتصاب خود را پشت سر گذاشتید؛اعتصابی که بر پایه ی برخی خبرها،تن شما را سخت ناتوان ساخته و سلامتی تان را به خطر انداخته است. متاسفانه امروز نیز شنیدیم مادر گرامی تان هم،بر تخت بیمارستان بستری است. گویا با شنیدن خبر وضعیت و شرایط ناگوار شما،چند روزی است که به بخش ای سی یوی بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد برده شده ،تحت مراقبت های ویژه پزشکی است. خانواده،بستگان و دوستان،بسیار نگران و دلواپس حال شما و مادر بزرگوارتان هستند. این اعتصاب های پی درپی می تواند آسیب های جبران ناپذیری را برای شما درپی داشته باشد. از این رو ما،دوستان و همکارانتان در کانون صنفی معلمان ایران،که شما یکی از اعضای ارزنده ی هیآت مدیره ی آن می باشید،از شما و دیگر اعتصاب کنندگان،درخواست داریم به اعتصاب غذای خود پایان دهید.

 در پایان از مسئولان محترم قوه قضاییه نیز خواهشمندیم تا زمینه ی مرخصی رسول بداقی را برای دیدار از مادر سالخورده و بیمارشان فراهم آورند. او مادر یک آموزگار فداکار است که بر تخت بیمارستان،چشم انتظار فرزند خویش است.

   کانون صنفی معلمان ایران

10/3/90

 

آموزش وپرورش ايران  وتوسعه پايدار

    حقوق معنوی معلم
    اگر چه در اولین گام، پیوسته مشکلات مادی و مالی معلمان خودنمایی میکند و بویژه این روزها سایر مشکلات و حقوق آنها را تحت الشعاع قرار داده است، و اگر چه افزایش حقوق و مزایا، حل مشکل مسکن، تامین نیازهای اولیه و متعارف زندگی، برقراری عدالت در پرداختها و کمکهای غیر نقدی و ... از حقوق مسلم و مطالبات به حق ایشان است، ولی نباید با تاکید صرف بر مطالبات مادی ایشان اعاده و احقاق حقوق معنوی و عزت و منزلت شغلی آنها را از نظر دور داشت.
           با توجه به ساختار عریض و طویل، معیوب و بیمار آموزش و پرورش در واقع می‌توان گفت چالش بنیادی تر احیای حقوق و منزلت حرفه ای و معنوی معلمان می‌باشد. حقوق حرفه ای معلم به جایگاه او در ساختار متمرکز و متصلب نظام آموزشی، در مدرسه، در شورای مدرسه، در کلاس و در فعالیت کلاسی خود اعم از انتخاب هدف، محتوا، میزان و شیوه تدریس، روش ارزشیابی و... بر می‌گردد.
   در حال حاضر معلم نه تنها در تدوین و اجرای مراحل فوق سهم و نقش مشارکتی ندارد که حتی در تعیین جای نشستن دانش آموزان در کلاس خود نیز باید تابع تشخیص ناظم مدرسه باشد!
در مجموع، معلم به موجود بلا دفاع و تحقیر و تضعیف شده‌ای بدل شده که هم در عرصه برون سازمانی (سلسله مراتب سازمانی و اجتماعی) و هم در صحنه درون سازمانی (آموزش و پرورش ) همچون بیماری محتضر و بر زمین افتاده پیوسته در معرض فشار، انتقاد، تهاجم و توهین مکرر و بی پایان – حتی از سوی راننده سرویس روزانه خود – قرار دارد. در واقع نباید از او پرسید چرا متناسب با تحولات جهانی خود را به روز نکرده است بلکه باید از او پرسید چرا و چگونه زنده مانده است!
تصادفی نیست در هنگام زنگ تفریح، معلمان به جای تمایل به تبادل آخرین اخبار و دستاوردهای علمی‌ ـ تخصصی در حوزه تدریس خود، ترجیح می‌دهند با نقل آخرین جوک‌ها و مسابقه در خندانیدن یکدیگر، لحظاتی کوتاه خود و آلامشان را فراموش و برای ادامه کار و زندگی به خویشتن روحیه و نیرو دهند.

ادامه نوشته

بازآفرینی اجتماعی آگاهانه

            برای شکل دهی ساختارهای جامعه،درگیرشدن با بازآفرینی اجتماعی آگاهانه، دانش آموز نیازمند پرورش توانایی هایی است،توانایی بررسی و ارزیابی مفاهیم رقابتی برای یک زندگی پربار و جامعه ای نیک. جامعه نیز باید از تلقین " به کودکان در پذیرش کورکورانه هر راه ویژه زندگی (شخصی و سیاسی)" دوری جوید.

          این همان راز آموزش دموکراتیک گاتمن است. از این رو،گاتمن سخت تاکید می کند که کودک باید با تمرین کنکاش انتقادی در میان زندگی های پسندیده و احتمالآ جامعه های خوب،آموزش ببیند. برای اطمینان از این که آنها می توانند چنین کنند محدویت هایی باید مشخص شود که پدر و مادر،و دولت،کی و کجا می توانند دخالت کنند.

              دستورکاری باید معرفی شود که محدودیت اقتدار سیاسی دولت و اقتدار خانوادگی پدر و مادر را روشن سازد. یک محدودیت،سرکوب نکردن است،که مشخص شود نه هیچ دولتی و نه هیچ گروهی از آن،نمی تواند " کنکاش خردورزانه ی مفاهیم رقابتی زندگی پربار و جامعه نیک را محدود نماید" .

          در این روش،بزرگسالان نمی توانند آزادیشان را در اندیشیدن،به گونه ای به کار گیرند که آزادی کنکاش آینده را از کودکان بگیرند. افزون بر این،گاتمن ادعا می کند محدود نکردن،به مدرسه هایی نیازمند است که از" پیش شرط های عقلی و احساسی،برای کنکاش دموکراتیک میان نسل های شهروندان آینده"  پشتیبانی کنند.

ادامه نوشته