منتظریم تا بنویسی....

   جندروزی است که دربیمارستان است ومنتطرتصمیم پزشکان که عملش کنند اما هرروز عقب می افتد.این برایش 

سخت است وحوصله اش را سر می برد .بنابر این وبلاگش  هم به روز نمی شودبا نوشته هایی که معمولا سایه ای ازطنز دارد .ماهم منتظریم که زودتر مرخصش کنند وبه زندگی عادی برگردد کسی که عنوان  پدر کانون رایدک می کشد. در وبلاگش خود را اینگونه معرفی می کند عباس معارفی

متولد محله ی سنگلج تهران در سال 1320 هستم .همان محلی که جرقه ی آزادی درآنجا زده شد و8نفر در چاهی به دست شخص شخیص !ناصر الدین شاه (شاه شهید )شهید شدند .در سال1343از دانشسرای عالی لیسانس تاریخ گرفتم .و30سال معلم بوده ام وبه مسا’یل اجتماعی علاقه مندم.

پیام کانون صنفی معلمان ایران

ام کانون صنفی معلمان ایران

جمعه 17 آذر ماه سال 1391 

به نام خداوند جان وخرد 

     بار دیگر اتفاق افتاد!"سی و سه دانش آموز دچار سوختگی شدند. 8 تن از آنها شرایط وخیمی دارند و بالای 50 درصد سوخته اند. از زمان ساخت مدرسه (خیّرساز) بیشتر از چهار تا پنج سال نمی گذرد- البته برابر خبر دیگری،مدرسه ای است تخریبی. درِ کلاس دستگیره نداشت و ما نمی دانستیم چکار کنیم. خانه های روستا گاز کشی است اما مدرسه اگرچه انشعاب گاز دارد،لوله کشی نشده است. این آقایان بودجه‌ها را کجا مصرف می‌کنند؟ و چه اموری واجب‌تر از رفع کمبودهای مدرسه مناطق محروم می تواند برای مصرف بودجه یافت؟ تصویری از چهره ی سوخته و ورم کرده دختران روی تخت بیمارستان . چهره ی بهت زده مادری پشت در اتاق عمل . تذکر شفاهی و کتبی به وزیر،درخواست استعفا و... "

جملاتی از این دست،هر از گاهی در برابر چشمان ما رژه می روند و گویی با شتابی فزون یابنده،چرخه ای بی پایان را تکرار می کنند. کلمات مجاز و غیر مجاز،شتاب زده از ذهن می گذرند و روی کاغذ می آیند و نمی آیند. تأسف بخوریم ؟ خشمگین شویم؟ از فرط تکرار بی تفاوت شویم؟ 13 کشته در آتش سوزی سال 83 ، 8 نفر سوختگی شدید در سال 85، و در همان سال 85 فداکاری و آسیب دیدگی شدید معلم جان 23 دانش آموز را نجات داد.

ادامه نوشته

بازنشستگی، آغاز مرارت یا زندگی با افتخار؟

   برنامه بیمه و بازنشستگی، به منظور ایجاد امنیت اقتصادی و تأمین معاش و زندگی مستخدم و خانواده‌اش در زمان بیكاری، بیماری، پیری و از كار افتادگی و بالاخره مرگ، تهیه و اجراء می‌شود.
۲ـ برخلاف سایر كشورهای جهان، كه افراد بازنشسته دوران بازنشستگی خود را با آسودگی خیال و بدور از دغدغهٔ تأمین معاش سپری می‌كنند، در ایران ادامه زندگی برای اغلب كسانی كه بازنشسته می‌شوند، به دلیل مشكلات معیشتی و هزینه‌های بالا، بسیار دشوار است. زیرا، بازنشستگان كشورمان كه با درآمد ناچیز، ناگزیر به گذراندن زندگی با حداقل تسهیلات هستند، همه ساله تحت تأثیر نرخ تورم فزاینده و در شرایطی كه درآمدهای آنها تغییر چندانی نمی‌كند، با مشكلات بیشتری مواجه می‌شوند كه چاره‌ای جز تطبیق خود با شرایط تحمیلی ندارند.
از همین رو، در ایران وضع به گونه‌ای است كه دوران بازنشستگی تبدیل به دشوارترین دوران زندگی اغلب مردم شده است. چون بازنشستگان در این دوران، به جای استراحت و یا مسافرت، به فكر كاریابی هستند تا بتوانند با ایجاد درآمد جدید از عهدهٔ تأمین هزینه سنگین مخارج زندگی برآیند.

       دكتر مجید ابهری بر این باور است كه اكثر افراد بازنشسته در ایران، به دلیل فشارهای روحی و روانی ناشی از مشكلات اقتصادی، ‌در كمتر از یك سال فوت می‌كنند. هر چند این ادعا كه توسط یك كارشناس علوم رفتاری ارائه شده تا كنون از سوی مسئولان دولتی بی‌پاسخ مانده است، واقعیتهای آماری موجود بر این نكته تأكید دارد كه فشارهای شدید روحی و روانی ناشی از مشكلات مالی، موجب شده است كه افراد بازنشسته ایرانی، در سالهای ابتدایی بازنشستگی دچار سكته مغزی یا قلبی شوند.

ادامه نوشته