درزمانی که بسیاری اندوختن مال را افتخارمی دانند تا کمبودهای شخصیتی خویش را بپوشانند‍.دردوره ای که افتاده بودن ازدید بسیاری هنرنیست بلکه حماقت است  مردا نی که زندگی درخدمت اندیشه انسانی خویشتن می نهند را باید بردیدگان نهاد.ونوشیروان کیهانی زاده یکی ازاین هاست .قلم شیرین وعشق به نوشتن وکمک به ماندگاری نکته هایی که فراموش شدنی هستند هنراوست........

    .پس از انتقال پدر و مادر سالخورده ام از کرمان به خانه ام در تهران ـ نارمک برای نگهداری، احساس کمبود جا کردم. زیراکه خانه ام در یک زمین 123 متری ساخته شده بود و خیلی کوچک. به امساک و پس انداز کردن روی آوردم و توانستم در سال 1348 (46 سال پیش)، در ناحیه ای به نام تهران شرق، زمینی به مساحت 250 متر را خریداری کنم تا در آنجا خانه بزرگتری بسازم.

 در سال چهارم دبیرستان، استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی به ما «تاریخ ادبیات» تدریس می کرد و ایرانیان را اَبَرقدرت اندیشه، دانش و ادبیات جهان در قرون وسطی (دورانی که که اروپا در آن قرون در ظلمت بود) معرفی و از ابوالقاسم فردوسی که عُمر خودرا بدون چشمداشت مادی (پول و مال) صرف زنده کردن زبان پارسی و تاریخ ایران و اخلاقیات ایرانی کرده بود به عنوان یک میهندوست که در طول تاریخ بشر و در هیچ کشوری نظیر نداشته نام می بُرد و همین گفتار ِ با تأکید او، در من چنان تأثیر کرد که هدف و برنامه خودرا یک فردوسی ِ کوچکتر شدن قرار دادم، با بکار بردن قلم و از طریق نوشتن ِ تاریخ به روش ژورنالیستی و خبر آموزنده و گزارش مشروح که فیچرنویسی و فرهنگی (آموزشی) نویسی سطح آگاهی ها را بالا می بَرَد  و نیز فرهیختگی و انسان واقعی بودن را، که یک انسان کامل گِرد فساد و تباهی نمی گردد و «تاریخ» وطندوستی و عشق به انسان بویژه هم وطن را تقویت می کند و جامعه ای همبسته بر پایه یکی بودن و مهربانی کردن به وجود می آورد.