رواج ناسزا گویی درجامعه...

   کلمه‌هایی چون جانم، عشقم، مهربانم و... که در طول روز به برخی آدم‌های دور و بر خود می‌گوییم، الزاما صادقانه یا ناشی از احساساتی درونی ـ به اندازه‌ای که کلمات منتقل می‌کنند ـ نیستند.  

     حتی اگر آدم فحش خورده خویشتندار باشد در هر حال، عصبیت در او انباشته شده و مجبور به تخلیه اش در جایی دیگر می شود. پس فحش نه باد هواست نه برآمده از احساساتی واقعی؛ نه آنقدر سطحی و خنثی است که بتوان نادیده اش گرفت و نا آنقدر عمیق و واقعی است که بتوان به شکلی دقیق واژگان را به نیت ها برگرداند و تک تک آدم ها را با توجه به گفته هایشان قضاوت کرد. عمده ترین دلایل و همچنین تاثیرات عینی و ملموس فحش دادن، در اجتماع و ناخودآگاه روانی افراد است.

       فحش به صورت یک اپیدمی و بیماری اجتماعی ناشی از دلایل متنوعی است که ریشه در مسائل سیاسی و اجتماعی کلان دارد. شکاف دولت ـ ملت، احساس عصبیت نسبت به فضای عمومی، بیگانه دیدن شهر، غیرخودی پنداشتن دیگر همشهریان و... از اصلی ترین دلایل به وجود آمدن و تسهیل فحاشی است. این که شهروندان دچار این تصور ـ یا حتی توهم باشند ـ که از جامعه خود و فضاهای عمومی طلبکارند آنها را به سمت عکس العمل های کینه توزانه با شهر و همشهریان هدایت می کند.

ادامه نوشته

یادی ازیک مرد

     پسرِ درس­خوان و دل­بسته تحصیل حاج عباسقلی تبریزی، تاجر خوش­نام و نیکوکار بازار تهران، تازه تحصیلات دوره دبیرستان خود را سپری کرده بود که خبردار شد به دستور شاه، دانش­آموزان ممتاز را برای ادامه تحصیل به فرنگ خواهند فرستاد. پدر، مرد نیک­سیرت و روشن­ضمیری بود و برخلاف جو غالب و حاکم، رفتن به فرنگ واقامت برای تحصیل در آن­جا را را معادل برگشتن از دین نمی­دانست، ولذا جلب رضایت او زحمت چندانی نبرد.

     اندکی پس از جلب رضایت پدر بود که در هیأت کاروان اعزامی، شال و کلاه کرده، بارسفر بست و برای خداحافظی نزد شاه شرف­یاب! شد. رضاشاه در کاخ سلطنتی و در جمع محصلین آماده به اعزام درحالی­که توسط تیمورتاش و اعتمادالدوله، وزیر معارف وقت همراهی می­شد، با همان لحن محکم و صدای زنگ­دارش گفته بود: «یقینا تعجب می­کنید ما شما را به کشوری می­فرستیم که رژیم آن با ما فرق دارد. آزادی و جمهوری است، ولی وطن­پرست هستند. شما وطن­پرستی و علوم و فنون را از آن­ها بیاموزید و به ایران سوغات بیاورید.»

   روز کودتا، حوالی ساعت دو بعدازظهر به خانه رسید که دید همسایه­شان که افسری مصدقی بود و سری پر شر و شور داشت، طپانچه بسته و دل­ناگران می­گوید: آقا، نمی­دانم چه خبر است. گویی شهر را به هم ریخته­اند. بازرگان به­همراه یار شفیق خود، دکتر سحابی راهی خیابان کاخ شده­بود که در بین راه، متوجه اوضاع غیرطبیعی و به­هم­ریخته شهر شده­بود. الوات و قداره­کشانی چون شعبان بی­مخ و رمضان یخی و محمود مسگر و ناصر جگرکی و اصغر سوسکی را دید که با فواحش و بدکاره­های شهر نو به سرکردگی ملکه اعتضادی معروف و پروین آژدان­قزی دست­به­دست هم داده­اند و شهر را تصرف کرده­اند!!!!!!

ادامه نوشته

تاریخچه ثبت آثار باستانی در فهرست آثار ملی ایران


۱-  اولین سیاهه ، لیست یا فهرست آثار ملی در سال  ه خ که تعداد آنها ۸۰ تا بود توسط هرتسفلد تهیه شد.

ارنست هرستفلد باستان شناس آلمانی

ارنست هرستفلد باستان شناس آلمانی

2 -  در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۰۷ آندره گدار فرانسوی که تبعه دولت فرانسه بود در ایران استخدام و در سال ۱۳۰۹ لیست ۳۸۵  تایی آثار ملی ایران زمین را تهیه و ارائه نمود.

آندره گدار باستان شناس فرانسوی

آندره گدار باستان شناس فرانسوی

3-  در ۱۲ آبان ماه ۱۳۰۹ قانونی به نام قانون عتیقیات در مجلس شورای ملی به تصویب رسید که طبق فصل اول قانون «کلیه آثار اقوامی که تا انتهای دوره زندیه در خاک ایران زندگانی کرده اند عتیقه نامیده می شود …» در ۲۸ آبان سال ۱۳۱۱ نظام نامه اجرایی قانون عتیقیات در ۴ فصل به تصویب رسید. این هم متن کامل قانون عتیقیات و نظام نامه اجرایی آن 
نکته اول:  با توجه به دشمنی حکومت پهلوی با قاجار ، آثار ملی دوران قاجار در این لیست جایی نداشتند اما در ۲۳ آذر سال ۱۳۲۳ اساسنامه جدید آثار ملی ایران به تصویب رسید  که طبق لایحه ای ، حفاظت و مرمت آثار دوره قاجار که جنبه عمومی داشت نیز مشمول قانون عتیقات سال ۱۳۰۹ گردد.

ادامه نوشته