داستان صغرا ياكبرا
داستان صغرا ياكبرا
چند سال پيش دركتاب درسي دانش آموزان ابتدايي داستاني بود زيرعنوان داستاني كه نميدانم صغرا بود ياكبرا البته نه آن كبرايي كه تصميم معروفي دارد بلكه جريان كدبانويي است كه خيلي با سليقه است و وقتي ميهمان مي رسد آن چنان پذيرايي
مي كند كه بيا وببين .
اين مثل به قول حكما ازبهرآن آوردم كه ديروزدرروزنامه همشهري خواندم كه مزاياي رفاهي پايان سال دردستگاههاي
اجرايي سليقه اي پرداخت مي شود يعني سبدكالايي كه براي ماه رمضان قراراست پرداخت شود درپيچ وخم هاي اداري گم
مي شود وسبد نوروزي هم مي رود كه به همان سرنوشت دچارشود.اين ازحال وروزآنهايي است كه برسركارند. بنابراين ديگرتكليف بازنشستگان محترم روشن است
چند ي پيش بود كه درروزنامه ها مي خوانديم كه طلب معوقه مربوط به سال 86 راتاآخرسال پرداخت مي كنند البته بعد درسايت بازنشستگان كشوري اعلام شد كه نخيرنيمي ازآن تا آخرسال به دست شما مي رسد كه ظاهرا
امروزكه بيست ويكم اسفند است خبري نيست. قراربود كه سود سهام عدالت رابگيريم ولي نگرفتيم و...
درهمين مورد سليقه اي رفتاركردن مسئولان نمي دانم كه مسئول رفتاربا بازنشستگان آموزش وپرورش چه كسي ياچه
كساني هستند ولي هرچه كه هست ظاهرا ازآن سليقه هايي كه دربعضي ادارات ديگرخرج مي شود خبري نيست .