بيان حقيقت از زبان هر كس كه باشد درخور انديشيدن و بررسي است.يكن از مسئولان استان آذربايجان غربي اشاره هايي دارد به نقش معلمان در جامعه امروز ايران كه دربردارنده نكته هايي ارزشمند است .اي كاش ديگراني چون اوبسيار بودند به ويژه در آن مقام هايي كه قدرت تصميم گيري در مورد وضعيت معلمان را داشتند.گفته هاي وي برين ترتيب است :

  معلمان همواره با عشق به فرهنگ الگوهاي موفق زندگي جوانان اين مرز و بوم بوده اند و بالاترين افتخارشان اين است كه ايده ها و آرمان هاي اساسي يك ملت را طراحي و مديريت كرده اند.

اما زندگي و شرايط سخت اقتصادي آنچنان اين قشر را تحت فشار قرار داده است كه فرصتي براي به روز كردن دانش خود ندارند و همزمان با تحولات دنياي علم پيش نمي روند.

در حال حاضر سطح عمومي دانش از طريق فن آوري جديد عرصه هاي جديدي را پيش روي نسل جديد قرار داده است و معلمان از چنين فن آوري هايي بي بهره اند و به دليل فاصله اي كه ايجاد شده عملاً زبان مشترك نسل قديم و جديد از بين رفته است و بدينسان معلمان هم از نظر سطح زندگي و هم از نظر دانش هاي روز با نيازهاي فرهنگي جامعه فاصله گرفته اند.

      آموزش و پرورش اين استدلال را دارد كه دانشگاه آزاد و پيام نور به تعداد انبوه فارغ التحصيل ليسانس توليد مي كند لذا مي توان نيروي انساني لازم را از اين طريق تأمين كرد غافل از اينكه همه فارغ التحصيلان دانشگاه براي امر تعليم و تربيت پرورش نيافته اند و هر يك در رشته خاصي فقط اطلاعات تئوريك آموخته اند و به دليل عدم آشنايي به فنون تدريس و عدم اطلاع از روش هاي نوين تربيت توانايي آموزش و انتقال معلومات به نسل جديد را ندارند.

  سيستم آموزش دانشسراهاي معلمي بهترين شيوه براي تربيت معلمان است و در دوره اي كه دانشسراهاي مقدماتي، راهنمايي و عالي در كشور فعال بودند و به ترتيب براي مقاطع ابتدايي و راهنمايي و دبيرستان معلم تربيت مي كردند افرادي توانمند براي كار معلمي آماده مي شدند و هنوز هم موفق ترين دوره هاي آموزش و پرورش زمان هايي است كه فارغ التحصيلان اين مراكز در مدارس و مديريت هاي آموزشي ايفاي نقش كرده اند.

متاسفانه احيا نشدن سيستم آموزش دانشسرايي معلمان شعار احياي تربيت معلم به دليل عدم توجه ساختاري به آن در محاق ابهام قرار گرفت و صورت مسئله را براي رد گم كردن از طريق ادغام در دانشگاه فرهنگيان عوض كردند.

   در اين وانفساي بي برنامگي معلم در مشكلات خود دست و پنجه نرم مي كند و فرهنگ متولّيان ديگر پيدا كرده است و چون راه را گم كرده ايم از تحول بنيادين در آموزش و پرورش سخن ها مي گوييم و سندها و ميثاق ها تهيه و توزيع مي شود و ثمره آن فقط در تغيير مقاطع تحصيلي نمود پيدا مي كند.

    معلمان همواره بار اصلي مسئوليت فرهنگي جامعه را بر عهده دارند به طوري كه يكي از مولفه هاي اصلي و مهم شكل گيري فرهنگ و تمدن جوامع بشري معلمان هستند.

   از قديم الايام معلمان با عنوان حاملان فرهنگي شناخته شده و به حق سهم بزرگي در شكل گيري تمدن، توسعه فرهنگي جوامع بشري داشته اند.

  در ايران ما نيز كه پايه هاي تمدني آن از دورترين ايام بر مبناي علوم نظري و توحيد پايه ريزي شده است معلمان تنها مشعل داران فرهنگ و تمدن محسوب مي شدند و هنوز هم انتظار عمومي جامعه از قشر معلم اعم از آموزش و پرورش يا آموزش عالي همان نقشي است كه در طول تاريخ ايفا كرده اند.

گفتگوي خبرگزاري فارس با ابراهيم فتح اللهي