پايان پذير بودن ذخاير و منابع اقتصادي مانند نفت و گاز، صنايع کشورهاي مختلف را در خطر قرار داده است. نفت به مثابه يک کالاي اقتصادي و سياسي يکه تاز عرصه جهاني شده است و «قيمت نفت» به عنوان يک شاخص موثردر روند تحولات جهاني خودنمايي مي کند. دراين ميان ازيک سو کشورهاي صادر کننده نفت (که درآمد حاصل از فروش نفت اساس اقتصادي شان را تشکيل مي دهد) به علت عدم تنوع در درآمد و اشتغالزايي و از طرف ديگر کشورهاي وارد کننده نفت (که جهت ادامه حيات صنايع خود نيازمند اين مايع حياتي هستند) به علت نوسان هاي شديد قيمت به ويژه در دهه اخير توجه خود را به کسب درآمد بيشتر از ديگر بخش هاي اقتصادي معطوف کرده اند; بخش هايي که کم و بيش متاثر از پديده جهاني شدن هستند.از جمله مهمترين اين صنايع صنعت توريسم است که سومين صنعت حال حاضر جهان پس از نفت و خودرو بوده و نقش بسيارمهمي در اشتغال زايي و درآمدزايي کشورها ايفا مي کند. در واقع تاثيرات عمده مذاکرات دور اروگوئه«wto» بر دو صنعت نفت و خودرو موجبات نگراني بسياري ازکشورهاي در حال توسعه با اقتصاد تک محصولي، را فراهم آورد. اين نگراني ها خود مي تواند عامل انگيزشي مهمي در جهت سوق دادن سياست هاي اقتصادي نوين در جهت توجه و توسعه بيشتر صنعت توريسم باشد. درعصر کنوني کشورها و جوامع بشري به صورت فزاينده اي به اين حقيقت پي برده اند که براي حفظ وضع اقتصادي خود بايد ابتکار عمل به خرج داده و درصدد يافتن راه هاي تازه اي براي گسترش روابط تجاري خود و خروج از وابستگي به تک محصولها برآيند. اگر چه در مناطق مختلف شرايط متفاوتي در تجارت حاکم است ليکن صنعت توريسم همواره توانسته عاملي مهم در جهت بهبود وضع اقتصادي جوامع و کشورها باشد. صنعت توريسم گسترده ترين صنعت خدماتي و مهمترين صنعت اشتغال زا دردنيا محسوب مي شود. ميزان سرمايه گذاري براي ايجاد يک فرصت شغلي در صنعت توريسم بسيار پائين تر از ديگر صنايع است و به عبارت ديگر اشتغال زايي دراين صنعت به سرمايه گذاري کمتري نياز دارد و ترديدي نيست که همه کشورها در رقابتي تنگاتنگ در پي بهره گيري از مزاياي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و به ويژه دريافت سهم بيشتري از درآمد جهاني حاصل از توريسم و همچنين بالابردن سطح اشتغال در کشور متبوع خود هستند. صنعت توريسم بزرگترين صنعت خدماتي جهان است که درآمد حاصل از آن بيش از500 ميليارد دلار است. از سال 1990 تا 2005 حدود 40 ميليون شغل از طريق اين صنعت در جهان ايجاد شده که ميانگين 2/5 ميليون نفر در سال را نشان مي دهد. پيش بيني آن است که سهم اشتغال مستقيم در صنعت توريسم به 13 درصد و در بخش غير مستقيم به33 درصد ارتقا» يافته و تاثيرات بيشتر خود را تا سال 2010 به نمايش گذارد (اطلاعيه سازمان جهاني توريسم 2004). تعيين اثرات صنعت جهانگردي بر سيستم اقتصادي اين امکان را فراهم مي سازد که به نقش بسيار مهم آن در پيشرفت وضع اقتصادي جوامع پي برد. از آنجا که توريست و مسافر خارجي يک منبع مهم ارزي است، بنابراين اين صنعت به طور مستقيم در افزايش توليد ناخالص ملي نقش دارد. تراز پرداخت ها که نشان دهنده معاملات بين المللي يک کشور است، شاخص و منبع روشني از اثرات صنعت توريست بر اقتصاد کشورها است. اشتغال زايي اين صنعت - به طور مستقيم و غير مستقيم - هم اکنون درصد بالايي از نيروي کار ماهر و نيمه ماهر دنيا را به خود اختصاص داده است. طبق آمار شوراي جهانگردي و مسافرت جهاني از هر 9کارگر و کارمند در سراسر دنيا يک نفر در صنعت جهانگردي مشغول است. (طبق همين آمار در سال 2005 از کل نيروي کار دنيا 11/3درصد به طور مستقيم وغير مستقيم در اين صنعت مشغول بوده اند). سازمان ها و شرکت هاي بسيار زيادي در گستره فعاليتي صنعت توريسم قرار دارند و استخوان بندي اين صنعت را تشکيل مي دهند. در حقيقت اين صنعت بسيار پيچيده است و شامل بخش هاي مختلف خصوصي و عمومي، حمل ونقل، مهمان پذيرها، فروشگاه ها، شرکت هاي عرضه کننده مواد غذايي و... است. از اين رو به راحتي نمي توان اين فعاليت ها را تفکيک و نقش آنها را در اين صنعت به طور دقيق مشخص کرد. مطمئنا در نگاه اول به اين صنعت چند بخش که به صورت برجسته نمايان هستند يعني صنعت حمل و نقل، هتلداري، منابع انساني و نظام اطلاعاتي و اطلاع رساني بيشتر از ديگر عوامل به چشم مي آيند. در حقيقت مي توان گفت که صنعت جهانگردي چند قلب دارد که هرکدام به نوبه خود موجب حيات اين صنعت هستند. سيستم حمل و نقل يکي از قلب هاي صنعت جهانگردي است. خط اتصال بين مقصد، هتل، جاذبه ها و مکان هاي توريستي که کارآيي، راحت بودن و ميزان سلامت و امنيت اين سيستم تعيين کننده نوع تجربه و کيفيتي است که از سفر به دست مي آيد. ميان پيشرفت سيستم حمل ونقل و رشد صنعت جهانگردي رابطه مستقيم برقرار است. (در برخي شرايط هزينه اين بخش بيشترين قسمت هزينه سفر را تشکيل مي دهد).در زنجيره توريسم يکي ديگر از حلقه هاي بسيار مهم هتل و هتلداري است.صنعت ميهمانداري که شامل پذيرايي و عرضه موادغذايي و نوشابه به مسافران مي شود از نظر اشتغال زايي، توليد و درآمد، بخش بزرگي از صنعت جهانگردي را تشکيل مي دهد و ميزان تسهيلاتي که ميهمان پذيرها ارائه مي دهند بازتابي از نيازها و سليقه هاي مختلف مسافران است. در سراسر دنيا با رشد صنعت توريسم - در سطح داخلي و خارجي- تعداد اتاق هتل ها با رشد چشمگيري افزايش يافته و در همين راستا گسترش و توسعه صنعت تهيه غذا و تامين نوشابه را نيز شاهد بوده ايم. وقتي به عنوان يک فعاليت خدماتي به صنعت توريسم توجه مي شود بايد جهت ارائه خدمات به تعداد زيادي نفرات با تخصص، مهارت هاي اثربخش وکارآيي متفاوت نظر داشت. ترديدي نيست که احساس استقبال و خوش آمدگويي تجربه فراموش نشدني براي مسافر است و اينها نتيجه سرمايه گذاري هايي هستند که در زمينه آموزش و پرورش نيروي انساني ايجاد مي شود. روش و سيستمي که در زمان مناسب، افراد مناسب در پست هاي مناسب قرار گيرند (برنامه ريزي و توسعه منابع انساني) و اين افراد با چه نگرش ها، مهارت ها و دانشي بايد استخدام و آموزش داده شوند از ارکان اصلي صنعت جهانگردي است. در بازار رقابتي حال حاضر دنيا مطمئنا مناطق و کشورهايي گوي سبقت را مي ربايند که با توجه به سطح انتظارات مشتري (مسافر) خدمات را با استاندارد بالاتر ارائه کنند بدين معني که با آموزش هاي مختلف به کارکنان خدماتي با کيفيت بهتر و راندماني بالاتر را عرضه کنند. جهانگردي وابسته ترين صنعت جهاني به اطلاعات محسوب مي شود. بدون داشتن نظام هماهنگ و به هنگام گردش اطلاعات و همراه شدن با تکنولوژي نوين اطلاعات هرگز نمي توان در بازار رقابتي حال حاضر باقي ماند. فقدان اطلاعات لازم موجب مي شود که مسافران فعلي نتوانند سفر مورد انتظارشان را تجربه کنند و به رضايت کامل برسند و توريست هاي بالقوه (بعدي) نيز به احتمال زياد جذب بازارهاي ديگر خواهند شد. در اين ميان تبليغات و اطلاع رساني که به وسيله دولت ها (به علت هزينه بالاي تبليغات در سطح بين المللي اين امکان براي بخش خصوصي ميسر نيست) انجام مي شوند موجب مي شود تا صنعت توريسم بتواند در منطقه يا حوزه اي خاص در صحنه رقابت به سهم مناسبي از بازار دست يابد. به طور مثال آمار و ارقام موجود در خصوص کشور مالزي نشان دهنده سرعت شگفت انگيز و ميل رسيدن به صدرجدول خدمات و صنايع جهاني به وسيله صنعت جهانگردي است. پيش بيني سازمان جهاني جهانگردي حاکي است تا سال 2010 حدود يک ميليارد نفر و سال 2020نزديک به 1/6 ميليارد نفر به سياحت زمين مي پردازند و درآمد حاصل از توريسم در سال 2010 حدود يک هزار ميليارد دلار و در سال 2020 حدود دو هزار ميليارد دلار خواهد بود و همچنين با ورود هر 6 توريست به کشور براي يک نفر شغل ايجاد مي شود. اين در حالي است که تمام خدماتي که به جهانگرد ارائه مي شود حدود50درصد سود دارد (آمار و اطلاعات سازمان جهاني توريسم 2004) مطمئنا چشم انداز روشني براي آينده اين صنعت قابل تصور است و نمي توان موفقيت هاي گسترش جهانگردي را تنها با محک افزايش عدد و رقم سنجيد (تعداد مسافر، درآمد خالص و...)، بلکه بايستي اين صنعت را با توجه به نقشي که در بهبود کيفيت زندگي و گسترش روابط اجتماعي و شناخت ملل و عقايد مختلف دارد، بررسي کرد. مساله بهبود کيفيت خدمات و محصولات - که آينده جهانگردي در گرو آن است- شامل ارکان و اجزاي تشکيل دهنده صنعت توريسم است و همان طور که گفته شد تنها مناطق و کشورهايي مي توانند در صحنه رقابت باقي بمانند که با توجه به ميزان رضايتمندي مشتريان- مصرف کنندگان- از محصولات و خدمات جهانگردي هر يک از متغيرهاي صنعت توريسم به طور مستمر به سمت کيفيت بهتر و برتر سوق داده شوند. در جهانگردي نوين مدل رقابت و کيفيت جايگزين مدل سنتي شده است. البته محدود کردن تاثير اين صنعت به چند بخش که به صورت مستقيم در ارتباط هستند (هتلداري وآژانس هاي مسافرتي و رستوران ها) نمي تواند چندان درست باشد. همان طوري که اثرپذيري صنعت توريسم از تمام بخش هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور غيرقابل انکار است. طيف گسترده اي از حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، محيط زيستي، عمومي و خصوصي، انساني و مالي وسرمايه اي، شهري و روستايي، به طور مستقيم و غير مستقيم، به صورت فعال يا نيمه فعال، متاثر يا موثر در اين صنعت هستند. تاثيرات شگرف توريسم در کاهش نرخ بيکاري، افزايش سطح درآمد، تامين منابع انرژي و رونق بازار صنايع دستي که طبق آمار موجود و در حال حاضر بيش از 10 ميليون نفر از آن ارتزاق مي کنند تنها بخشي از مزاياي ويژه پرداختن به اين صنعت است. طبق بررسي هاي به عمل آمده به ازاي ورود هر گردشگر دو تا شش شغل به صورت مستقيم و با احتسابات مشاغل در بخش هاي توليدي و خدماتي براي هر گردشگر 9 تا 15 شغل ايجاد مي شود. طي سالهاي اخير صنعت توريسم 5/1 درصد درآمد ملي جهان را به خود اختصاص داده است. توزيع جغرافيايي درآمد حاصل از توريسم در جهان يکسان نيست به طوري که 80 درصد درآمد واشتغال ناشي از اين صنعت به آمريکا و اروپا اختصاص داشته و از 20 درصد باقي مانده 5/2 درصد سهم خاورميانه است که از سهم 5/2 درصدي خاورميانه کمتراز يک درصد سهم ايران است.براي ورود هر توريست در کشورها مولفه هايي چون امنيت، ارايه خدمات بهينه، ميراث غني فرهنگي و تاريخي، جاذبه هاي طبيعي، دريا و درياچه ها، تنوع آب وهوا، ويزاي سهل وآسان مورد نياز است که با فقدان هر يک از اين موارد ورود گردشگر با مشکل مواجه مي شود. کويرنوردي، آب درماني، غارنوردي، کوهنوردي، شکار، ماهيگيري، اسکي روي ماسه، گردشگري روستايي، ورزش هاي آبي، ديدن چشم اندازهاي طبيعي مانند آبشار، رودخانه از بخش هاي اکوتوريسم هستند. اکوتوريست ها غالبا با گرايش زيست محيطي هستند و مي توانند در پالايش وحفاظت از محيط زيست، گسترش فرهنگ زيست محيطي در بين مردم جوامع نقش موثري ايفا کنند. ايران از نظر وجود آثار تاريخي و فرهنگي در ميان ده کشور اول جهان قرار دارد و از نظر جاذبه هاي اکوتوريسمي و تنوع اقليمي نيز جزو پنج کشور برتردنيا است. با وجود قابليت ها و پتانسيل هاي موجود در کشور وجود عواملي همچون عدم زيرساخت هاي مناسب طبيعت گردي،عدم شناخت نسبت به اکوتوريسم در ايران، کمبود متخصصين در امر اکوتوريسم، فقدان فرهنگ مناسب خاص طبيعت گردي که بعضي مواقع سبب تخريب و از بين رفتن چشم انداز هاي طبيعي مي شود و در نتيجه تبديل به زباله داني مي شود، عدم اطلاع رساني در اين زمينه توسط رسانه هاي ديداري و شنيداري و مطبوعات از دلايل عمده عدم جذب اکوتوريسم در ايران است. اين در حالي است که کشورهاي توريست پذير با داشتن چشم اندازهاي طبيعي مي توانند باعث افزايش درآمد سرانه ملي شوند و ايران در صورت سرمايه گذاري و تاکيد بر جذب گردشگر طبيعي، مي تواند به راحتي به درآمدهاي پيش بيني شده سازمان جهاني جهانگردي تا سال 2010 دست يابد. ايران با داشتن چشم اندازهاي طبيعي و زيبا و بکر و وجود اقليم هاي متفاوت آب و هوايي و گونه هاي متنوع گياهي و جانوري مي تواند تاثير شگرفي در جذب گردشگران طبيعت گرد ايفا کند و در اين حوزه در منطقه خاورميانه يکي از قطب هاي اکوتوريسمي قلمداد شود و باعث افزايش درآمد ارزي کشور شود. اکوتوريسم تنها شاخه اي از گردشگري است که به مشارکت جوامع محلي نياز اساسي دارد چرا که بهترين و توانمندترين راهنمايان تورهاي گردشگري طبيعي کسي نيست جز بوميان ساکن اين مناطق که به راحتي مي توانند هدايت چنين تورهاي تخصصي را برعهده گيرند و همين مساله در کاهش مهاجرت هاي بي رويه روستائيان به کلان شهرها نيز نقش اساسي ايفا ميکند و در اين راستا چرخ بسياري از مراکز اقامتي در دورافتاده ترين نقاط کشور به حرکت در خواهد آمد و باعث اشتغالزايي، ارتقاي سطح زندگي مردم روستايي خواهد شد.ايران با داشتن دو رشته کوه مرتفع البرز و زاگرس و چشم اندازهاي طبيعي زيبا و بکر مناطق غرب و شمال کشور و تنوع اقليمي و فرهنگي متنوع از قبيل آداب و سنن، زبان و موسيقي، پوشاک، صنايع دستي و نحوه زيست مردمان در اين مناطق، وجود بزرگترين درياچه جهان در شمال کشور، وجود 50 درياچه در داخل کشور و نيز درياچه اروميه به عنوان يکي از 59 ذخاير زيستي کره زمين مي تواند مامن اصلي جهانگردان طبيعت در جهان قرار گيرد. از سوي ديگر وجود جنگل هاي وسيع در مناطق شمالي کشور، بيابان ها و کويرهاي ايران، تالاب هاي بين المللي، غارها، آبشارها، چشمه هاي آب معدني و روستاهايي با جاذبه هاي ويژه مانند کندوان، ماسوله همه از جاذبه ها و ظرفيت هاي بي نظير اکوتوريسم در ايران هستند و برخي از آنها از قطب هاي بين المللي اکوتوريسم در جهان، به شمار مي روند. فرهنگ سازي و آگاه سازي گردشگران داخلي جهت برقراري ارتباط سالم و ايجاد تعامل با افراد بومي و تلاش جهت حفظ محيط زيست مناطق مورد بازديد، برنامه ريزي درخصوص جذب طبيعت گردان ساير کشورها از طريق تبليغات مناسب و آگاه سازي سرپرستان تورهاي گردشگري در مورد ايجاد تورهاي خارجي مسووليت پذير جهت بازديد از نواحي مختلف ايران، که اين نکته در تعامل فرهنگي و انتقال فرهنگ اصيل ايراني به ساير نقاط جهان نيز موثر خواهد بود.اما نامناسب بودن جاده ها، دشواري ارايه خدماتي مانند محل اقامت، غذا و پذيرايي، عدم امکانات عمومي و تسهيلات دولتي از قبيل کمپ و پست هاي امداد در مناطق کوهستاني دوردست موانع و مشکلاتي هستند که در حوزه اکوتوريسم مشاهده مي شود. درجهان امروز، صنعت گردشگري و جذب توريسم يکي از صنايع مهم و منابع مهم درآمدي اقتصادي محسوب مي شود و کشورهاي جهان سعي دارند تا با سرمايه گذاري هاي کلان در بخش گردشگري براي جذب هرچه بيشتر توريسم به عنوان يک منبع درآمد خوب اقدام کنند. برخي از کشورهاي عربي از جمله کشور امارات متحده عربي نيز از جمله کشورهايي است که دراين بخش سرمايه گذاري هاي بزرگي انجام داده و پيشرفت هاي خوبي نيز داشته اند تشويق براي سرمايه گذاري در بخش املاک و هتل در دبي و اخيرا در ابوظبي به نحو چشمگيري افزايش يافته است. در 5 سال گذشته، هتل هاي امارات شاهد افزايش چشمگير مسافر بوده است، به طوري که در سال 2006 حدود 5 ميليون نفر مسافر از هتل هاي امارات استفاده کردند که ابوظبي بيشترين مسافرها را به خود اختصاص داده است، يعني حدود 1/3 ميليون نفر در سال 2006 ميلادي. علت اصلي پيشرفت دبي در اين بخش را مي توان توسعه خطوط هوايي، بازار املاک، گردشگري اسلامي و ايجاد بازار کار در تمامي مناطق اين کشور دانست. اين صنعت، 340 درصد از اقتصاد دبي را تشکيل مي دهد و لذا امارات گوي سبقت را در اين زمينه از ساير کشورهاي خاورميانه ربوده است. و پيش بيني مي شود که در سال 2010 بيش از 6 ميليون توريست از اين کشور ديدن نمايد. ايجاد زيربناهاي لازم براي اين صنعت، فراهم نمودن محيطي بدون جرم و جنايت، برقرار کردن سيستم حمل و نقل عمومي منظم و بسياري از موارد ديگر، به توسعه اين صنعت کمک شاياني نموده است و در حال حاضر بيش از 50 نمايشگاه بين المللي در هر سال در دبي برپا مي شود.با توجه به آنچه به تصوير کشيده شد بايد ديد که جايگاه ايران در صنعت توريسم چيست و چه سرمايه گذاريهايي در اين بخش اشتغالزا در ايران صورت گرفته است. آيا مي توان جايگاهي براي صنعت توريسم در توليد ناخالص داخلي و درآمدهاي ارزي آن براي کشور در نظر گرفت؟ چه عواملي است که علي رغم سودآوري و اشتغالزايي با لا در کنار نياز اندک به سرمايه گذاري، صنعت توريسم را زير غبار فراموشي برده و کشور ما را از مواحب آن بي نصيب کرده است؟! آيا ما ايرانيان در فرهنگ و دانش و نو آوري و تنوع هاي زيست محيطي وجغرافيايي و قومي از عمارات و ابوظبي وترکيه و مالزي کمتر داريم يا ديرينه تاريخ کهن ما کم از آنان دارد. اي کاش به خود آييم تا دير نشده.!
پیمان جنوبی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 3:59 توسط ايرج جوادي
|