خودکشی دانش آموزان
خودکشی دانش آموزان، مصداقی از نابه هنجاری فضای اجتماعی

خودکشی، ارتباط مستقیمی با ناامیدی فرد دارد. چه شده است که دانش آموزان که هنوز پروسه رشد جسمی و عقلی را بطور کامل طی نکرده اند و ذهنشان لبریز از آرزوها و بلند پروازی هاست، دست به خودکشی می زنند؟!
زندگی، کودکان و نوجوانان مهم ترین قشر جامعه هستند که نیازمند حمایت های همه جانبه از سوی خانواده و حکومت بوده و باید تمام امکانات در راستای آسایش روحی و جسمی این افراد فراهم شود. اما سال 94 یکی از تاریک ترین سال هایی است که خودکشی این دانش آموزان که آینده سازان کشورمان هستند، دیده شده است.
امسال آمار خودکشی دانش آموزان در مدارس در سنین مختلف بسیار زیاد بود که می توان دلایل این موضوع را در چندین بحث بررسی کرد.
در خودکشی هایی که انگیزه های آن عاطفی است، دانش آموزان در سن پایین خود، به راحتی به علم، دوست و یا عشق دل می بندند. حال در کشور سنتی ما که دوستی دختر و پسر رفتاری نابه هنجار است، برخی تحمل نداشته و اقدام به خودکشی می کنند. و این قضیه از سوی خانواده های متوفی به دلیل آن چیزی که “ترس از بی آبرویی” نامیده می شود، سکوت می کنند.
بافت استبدادی، فرصت شکوفایی اندیشه های نوجوان را نمی دهد
دانش آموزان مانند سایر اقشار جامعه، نطرات و ایده هایی برای بهبود شرایط زندگی و وضعیت تحصیلی خود دارند، اما بافت استبدادی فرصت شکوفایی این اندیشه های نوجوان را نمی دهد. دانش آموزان حق هیج اعتراضی نسبت به شرایط بد موجود را ندارند و به دلیل فقدان نهادهای حمایتی کودکان و نوجوانان، محلی برای ابراز خواسته ها بر علیه عوامل بازدارنده وجود ندارند، در این صورت دانش آموز رها شده و خود را تنها می بیند و وقتی فرد نتواند به عوامل بیرونی، اعتراض خود را منتقل کند افسرده شده و به سمت به سیگار و مواد مخدر می رود و یا احتمال دارد این فشار به خودکشی منجر شود.
آموزش و پرورش، از ارائه راه حل برای جلوگیری از خودکشی ناتوان مانده است
آموزش و پرورش به عنوان متولی سیستم آموزشی و تعلیم و تربیتی کشور باید در عین آموزش به مقوله پرورش دانش آموزان نیز بپردازند در مواقعی که دانش آموز به دلیل بدرفتاری والدین یا هر گونه مشکلات خانوادگی نیاز به راهنمایی دارد به این موضوع توجهی نمی کنند. یکی از عواملی که می تواند جلوی خودکشی دانش آموزان را بگیرد، اجتماعی بودن و کار گروهی دانش آموزان است اما نهادهای آموزشی “کار گروهی” را نه تنها پرورش نمی دهد بلکه سرکوب هم می کند.
هشدار یک جامعه شناس در خصوص خودکشی دانش آموزان
عباس محمدی اصل، جامعه شناس در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی نیز در خصوص بحث ازدیاد خودکشی دان شآموزان در مدارس، گفت: دلیل گرایش دانش آموزان به خودکشی مانند هر پدیده دیگر اجتماعی عوامل مختلفی دارد اما این موضوع در نابه هنجاری اجتماعی تعریف می شود.
اگر در جامعه ای شرایط مناسب خواسته فرد نباشد فضایی برای او به وجود می آید که شرایط زندگی و ادامه آن سخت شود.خودکشی دانش آموزان مصداقی از نابه هنجاری فضای اجتماعی است که جامعه را احاطه کرده است.دانش آموزان به عنوان نسل خردسال جامعه مانند یک آینه تمام نما عمل می کنند که گاهی تصویر دریافتی آن ها از زندگی و والدین خود باعث یاس و سرخوردگی آن ها می شود.
من به عنوان جامعه شناس هشدار می دهم که جامعه کنونی دچار یک فضای آنومیک شده است و دانش آموزان ما احساس می کنند هیچ آینده تشویق آمیزی در انتظار آن ها نیست و زندگی آن ها بی هدف شده است.
برخی اوقات به دلیل بی توجهی والدین، دانش آموز دست به خودکشی می زند در حالی که والدین، فرزندان خود را دوست دارند اما بار مشکلات، آن ها را از سیر طبیعی ابراز علاقه به فرزندان خود باز می دارد. این فشار هر روزه به دانش آموزان منتقل می شود و وقتی از نتیجه کنکور یا مدرسه مردود می شوند دست به خودکشی می زنند زیرا در دید خود نتوانسته اند آرزوی پدر و مادر خود را برآورده کنند.
از آغاز سال ۹۴ تاکنون ۱۲ دانشآموز زیر ۱۸ سال خود را به کشتن دادهاند. هشت نفر خود را حلقآویز کردهاند، سه نفر از ساختمان خانه و پل عابرپیاده پریدهاند و یک نفر با سلاح گرم زهر مرگ را سرکشیده است. فقط در ماه دی ماه امسال اقدام به دو مورد خودکشی در یزد و یک مورد در تهران به مرگ خودخواسته این سه نفر انجامیده و خبر «خودکشی» را میان اخبار روزانه پررنگ کرده است، این اتفاقی است که در پنج سال اخیر نه تنها در ایران، بلکه در جهان، رشدی سرطانگونه داشته و سه برابر شده است.
۶۰ خودکشی ناموفق به ازای هر خودکشی موفق
براساس آمار سازمان جهانی بهداشت، سومین دلیل مرگ در بین نوجوانان خودکشی است؛ مهدی ملکمحمد، روانشناس و مشاور در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی اظهار کرد: به ازای هرخودکشی موفق، ۶۰ خودکشی ناموفق رخ میدهد.
بر این اساس با وجود ۱۲ خودکشی کودکان کشور در سال جاری که به مرگ آنها منجر شده، وقوع ۷۲۰ مورد خودکشی ناموفق و یا فکر جدی به خودکشی محتمل است و این آمار پنهانی که به سطح خبر نیامده و باید برای آن چارهای اندیشید.
این روانشناس، فقدان مهارت زندگی و اجتماعی را مسئلهای میداند که خودکشی دانشآموزان را بهدنبال داشته است: نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان، کمتر بر غمها و اضطرابهای محیطی و رنج خانوادگی غلبه میکنند و مدیریت بحران ها را نیاموخته اند و بههمیندلیل با استرسهای محیطی زمین میخورند و به خودکشی گرایش پیدا میکنند. این فقدان در بین قشر دانشآموز کشور در حالی است که وزارت آموزش و پرورش نیز تا امروز برنامه دقیق و راهگشایی برای حل آن نداشته است.
نوجوانان تنها هستند
بهگفته ملکمحمد، خانواده، عامل دوم وقوع خودکشی است بهطوریکه در حال حاضر روز به روز به احساس تنهایی نوجوانان و کودکان اضافه میشود و این حجم تنهایی برای والدین قابل درک نبوده است.
از سوی دیگر کمبودهای اقتصادی موجب شده پدر و مادر هر دو شاغل باشند و فرزندان ساعتهای طولانی در خانه تنها بمانند و فقدان آنها را تجربه کنند؛ این فقدان فقط فیزیکی نیست، بلکه پدر و مادر حتی زمانیکه حضور دارند هم مشغول استرسهای خودشان هستند و برای برقراری رابطه با کودکان خود انرژی ندارند.
عامل دیگر در خودکشی میان افراد کمسن و سال، آموزش از سوی همسالان است؛ این روانشناس با تکیه بر آمار سازمان بهداشت جهانی گفت: در بسیاری از کشورها نوجوانان در مواجهه با استرس، تنهایی و غم تصمیم به خودکشی میگیرند.
خودکشی دانش آموزان روند کاهشی داشته است
این موضوعات در حالی است که حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش درگفت وگو با خبرنگار پانا درباره آسیب های اجتماعی در مدارس به ویژه خودکشی عنوان کرده بود: طی آمار مستند وزارت آموزش و پرورش در سه سال اخیر خودکشی دانش آموزان روند کاهشی داشته است البته یک خودکشی هم زیاد است. اما امسال اطلاع رسانی از خودکشی زیاد بوده است.
در بررسی ها با آمار دقیق و رسمی که نمی توان رسانه ای کرد هم مورد مراجعه و منجر به فوت در روند خودکشی کاهش یافته است.
آمار دانش آموزی دست وزارت آموزش و پرورش است اما چون محرم اسرار فرزندان مردم هستیم فقط می توانیم با برگزاری میزگردهای تحلیلی برای پیدا کردن راه حل مناسب پیدا کنیم.
مروری بر خودکشی دانشآموزان در سال ۱۳۹۴
این آمار اخبار رسمی اعلام شده از سوی نیروی انتظامی در مناطق مختلف کشور است.
۳۰ خرداد در تهران، مجید ۱۴ ساله دانشآموز مدرسه نمونه دولتی تهران، به دلیل مردود شدن در امتحانات پایان سال، با سیم برق خود را از تراس حلقآویز کرد و روز بعد به دلیل آسیب مغزی جان سپرد.
۳۰ تیر آذربایجان غربی دختری ۱۸ ساله، دانشآموز رشته تجربی در محله شهرک فرهنگیان شهرستان بوکان پس از اعلام نتیجه کنکور سراسری، قبول نشدن در دانشگاه، با پرت کردن خود از طبقه سوم خانه، به زندگیاش پایان داد.
۱۴ شهریور در لرستان، امیر دانشآموز ۱۴ ساله یکی از مدارس لرستان، به دلیل نمره پایین در درس ریاضی و ترس از سرزنش شدن، با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد.
۱۸ مهر در تهران، پریناز ۱۳ ساله خود را از میان نردههای پل عابر در شرق تهران به پایین پرتاب کرد و پس از برخورد با اتوبوس جان باخت. بر اساس اظهارات دوست این دانشآموز، او پیش از خودکشی گفته بود از زندگی خسته شدهام.
۴ آبان در آذربایجان غربی «هاوری. ق» دانشآموز ۱۱ ساله، ساکن محله تاجالدین در شهرستان اشنویه، جلوی آینه خود را دار زد و جان سپرد. این کودک، دو روز پس از دیدن فیلمی با مضمون خودکشی، دست به چنین اقدامی زده است.
۷ آبان در تهران دانشآموز پنجم ابتدایی در محله خلیجفارس تهران به وسیله روسری، خودش را از میله بارفیکس ـ حلقآویز کرد و جان سپرد؛ دلیل این خودکشی بیان نشد.
۱۷ آبان در مازندران، «مهرشاد. ت» دانشآموز ۱۴ ساله ساکن شهر «رستمکلا» خود را از پنکه سقفی خانه حلقآویز کرد و جان سپرد. در نامه مکتوبی که مهرشاد از خود به جا گذاشته آمده: «فردا همهتان به مراسم تشییع جنازهام بیایید».
۲۷ آبان در خراسان جنوبی، دانشآموز ۱۶ ساله مدرسه شبانهروزی شهید مطهری، در آبیز شهرستان زیر کوه که قبلا پدرش او را سرزنش کرده بود وقتی همه خواب بودند، خود را به نردههای پشت خوابگاه حلقآویز کرد و جان داد.
۲۶ آذر در خراسان شمالی، «سجاد. غ» ۱۵ ساله، دانشآموز دوم دبیرستان یکی از مدارس شبانهروزی در روستای کهنه جلگه مانه و سملقان به دلیل احضار والدینش از سوی مدیر مدرسه، خود را در آغل گوسفندان حلقآویز کرد و به زندگی خود پایان داد.
۷ دی در یزد، «الف ـ ع» دانشآموز ۱۳ ساله مدرسه نمونه دولتی بافق یزد به دلیل افت تحصیلی، خود را به میله بارفیکس اتاق حلقآویز کرد و جان سپرد.
۱۹ دی در تهران، پسر ۱۱ سالهای در تهران با حلقآویز کردن خود را از چارچوب در بالکن به وسیله روسری مادرش به زندگی خود پایان داد. به گفته او، این دانشآموز که فصل امتحانات خود را میگذراند، اضطراب شدیدی داشت و وقتی در خانه تنها بوده، دست به چنین کاری زده است.
۲۲ دی در یزد، اختلاف خانوادگی باعث خودکشی و مرگ دانشآموز دختر پایه نهم در یزد شد، او از آخرین طبقه آپارتمان خود را به پایین پرتاب کرد.
سکوت مسئولان وزارت آموزش و پرورش
در ساختار وزارت آموزش و پرورش دفتری با عنوان مراقبت در برابر آسیب های اجتماعی تشکیل شده است که در مواردی مانند خودکشی می تواند بیشترین حجم تاثیرگذاری را داشته باشد. این در حالی است که این دفتر در برابر آسیبهای اجتماعی همواره در برابر معضلات و مشکلاتی این چنینی، سکوت کرده و با ایجاد فضایی امنیتی سعی در پنهان کردن این واقعیتها دارد.
محمدعلی الستی، جامعه شناس می گوید انسان با انتقاد، آمادگی پذیرش تغییر عوامل بیرونی را پیدا می کند. انسان وقتی نمی تواند انتقاد کند؛ نمی تواند در جهان بیرون تغییر ایجاد کند لذا سعی می کند تغییر را در تخیل خود ایجاد کند. گرایش به بسیاری از مواد مخدر و توهم زا یکی از عوارض جامعه ای است که انتقاد در آن پرورش داده نمی شود و یکی دیگر از عوارض، خودکشی است. وقتی فرد نتواند به عوامل بیرونی اعتراض خود را منتقل کند بسیار احتمال دارد این فشار به خودکشی منجر شود. همه ی این ها در حالی است که مدرسه و خانواده کار گروهی و انتقاد را نه تنها پرورش نمی دهند بلکه سرکوب هم می کنند.
با توجه به آنچه در این گزارش بیان شد، باید به دنبال چارهای برای حل این معضل و جلوگیری از رخدادهایی این چنینی بود. بیشک مهم ترین وظیفه را در این باره وزارت آموزش و پرورش دارد که باید برنامه درستی برای مقابله با چنین معضلهایی ارائه کند. در این میان خانوادهها نیز باید هوشیار باشند و زمان بیشتری را به کودکانشان اختصاص دهند.
نهایتا تنها می توان گفت مسئولین کجا هستند؟ آیا کسی به فکر حمایت از دانش آموزان کشورمان است؟ به نظر می رسد این اتفاقات زنگ خطری برای مسئولین آموزشی و حتی خانواده هاست که اگر این روزها را غنیمت ندانند و راه کاری نیندیشند؛ با بحرانی به نام “خودکشی نوجوانان” رو به رو می شویم که اگر در فضای دانش آموزان قبح خود را از دست دهد فضایی نا امن را برای نوجوان و جوانان جامعه رقم خواهد زد.
سایت قطره