بهانه شاد بودن ....

   جند روز دیگر در کشورهای غربی جشن هالوین برگزار می شود از سنت های این جشن آن است که هر کسی کوشش می کند خودرا به شکلی درآورد که دیرتر شناخته شود این است که بازار فروش لوازم هالوین که ازجمله نقاب به شکل های گوناگون می باشد این روزها گرم است .

   بشر برای رهایی ازیک نواختی زندگی خویش به دنبال شادی می گردد وبرای رسیدن به همین مقصود است که ازجشن ها استقبال می کند .درفرهنگ ایرانی نیز بیشتر از آنکه بر غم تاکید شده باشد ازشادی سخن رفته است

   جشن های گوناگون که بهانه ای برای شاد بودن انسانها است نیز بدون دلیل ایجاد نگردیده است چرا که  دراین زمان  هاست  که آدمی بهانه ای می یابد تا بادور ریختن کینه ها شادی با  هم بودن را مرور کند .

  در ایران کهن ما از این گونه مناسبت ها زیاد داشتیم بنابراین روزهای شاد درزندگی ایرانیان بسیار بود ولاجرم 

فرصت کمتری برای پرداختن به غصه ها باقی می ماند .

اردیبهشت گان خرداد گان تیرگان نوسرد آتش افروز و....که امروزه از آن همه فقط یادی از نوروز می شود وچهار شنبه سوری ویلدا شاید از چشن مهرگان هم نامی برده شود .

  بشر نیازمند بهانه است تا کاری بکند. به قول قدیمی ترها احتیاح مادر اختراع است اختراعی که ازنیاز برمی خیزد. ازنظر اقتصادی نیز وجود جشن ها ی متفاوت باعث رونق بازار هاست مانند شب نوروز که کاسب های ایرانی همه چشم به آن می دوزند که با درآمدی بیشتر تلافی روزهای بی رونقی بازار را بکنند .

  شادی راهی برای رسیدن به همدلی است وبا همین انگیزه است که شاعران بزرگ ما از خوش بودن حال وفراموش کردن غم فردا سخن می گویند....

 

    

 

اعتماد در جامعه .....

 

     دروغ، ریا، پنهان­کاری، زیرآب‌زنی و... دشمنان اعتماد هستند. در جامعه ­ای که اعتماد وجود نداشته باشد، اتحاد هم به وجود نمی­آید. متاسفانه باید بگویم ما جامعه­ مریضی داریم که درآن همه نسبت به هم بدبین هستند. بدبینی در افرادی که مهاجرت می­کنند، بیش‌تر است چون بسیاری از افرادی که بار سفر می­بندند، از همین چیزها خسته شده ­اند و جامعه را کاملا تیره می­بینند. آن­ها دنبال یک مدینه­ فاضله می­­گردند. بنابراین، طبیعی است ازهم­وطنان خود فاصله بگیرنداگر بین دو نفر از افراد یک خانواده اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، روابط خانوادگی و زندگی روزمره چقدر سخت و پرهزینه خواهد شد. حال اگر بین آحاد مردم  جامعه این صفت مذموم قاعده شود، چه خطر بزرگی قوام و دوام آن را مورد تهدید قرار خواهد داد. فساد و تباهی همه ارکان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را فرا خواهد گرفت. البته رفتار مسوولان در جامعه­ ایران به این موضوع دامن می‌زند. وقتی مسوولان وعده‌هایی می‌دهند و آن‌ها را به مرحله عمل و اجرا نمیرسانند، اعتماد عمومی ضعیف خواهد شد و به دنبال این امر، بی ­اعتمادی رواج می­یابد. این در حالی است که جامعه و فرد از هم جدا نیستند و کم‌رنگی اعتماد در روابط افراد، حتی زن و شوهرها هم از جامعه نشأت می­گیرد. در جامعه­ ما، فاصله­ بین حرف و عمل  بسیار زیاد است. همین موضوع باعث می­شود افراد از هم دوری کنند و غریبه ها را ترجیح بدهند. در جوامعی که اعتماد از بین می­رود، غریبه‌پرستی رواج می­یابد.