مداربسته

بخشنامه صادره نصب دوربين مداربسته رادرمدارس قانوني كرد ظاهرا باورمعاون پرورشي شهر تهران اين است كه‌‌‌ "  محيط مدرسه يك مكان شخصي وخصو صي مانند خانه نيست كه كنترل ان موجب ناراحتي دانش اموزان شود

ادامه نوشته

اسیب دیدگان  

امروز  24  خرداد است در تاريخ اين روز حتما نقش مهمي   داشته است

مثل همه  روزهاي ديگر. اصلا همه روزها  مهم هستند چون يا روز تولد  كساني ا ست و يامرگ عده اي .

گروهي مي ايند وگروه ديگر ميروند. بعضي  بزرگ مي شوند وبعضي مشهور و ديگراني

 بزرگ مشهور .بزرگترانی هم البته  هستند   كه تفاوت انها در اين است كه فقط مشهور

نشد ه اند .

ادامه نوشته

اموزش در هند

اموزش در هند

آغاز دوره تحصیلی در هند نه از پایان شش سالگی بلکه از سن سه سال و ده ماهگی با ورود کودک به سیستم آموزشی در کودکستان شروع می­شود. دوره کودکستان به دو دوره ال.کی.جی (lower kindergarten) و یو.کی.جی (upper kindergarten) تقسیم می­شود.مدت هر یک از این دوره­ها یکسال می باشد وسپس دربعد از گذراندن دو سال کودک در حدود شش سالگی وارد دوره ابتدایی ی­شود.

ادامه نوشته

اقزايش حفوق

سه شنبه11 خرداد1389روزنامه اطلاعات را در جستجوي خبرهاي خوش ورق مي زنم

درست بالاي صفحه اول همانجايي كه نام روزنامه هست سمت راست چشمم به افزايش 6  درصدي حقوق كارمندان و بازنشستگان روشن مي شود .كه شامل ماههاي فروردين و ارديبهشت هم هست .افزايش به شكل ضريب 6 درصدي است و پلكاني نيست وحداقل حقوق كارمندان 310هزار و حد اكثر 2ميليون و170هزار تو مان تعيين شده است ..

.

ادامه نوشته

گذری و نظری

          در فرودگاه بمبئی که  پیاده میشویم مسافران هواپیمای ما با هواپیمای دیگری مخلوط میشوند که  گمان میکنم بریتیش ایرویز باشد. در صفی می ایستیم و ارام جلو می رویم حایل بین ما برای ایجاد نظم در صف میله های متحرکی است که بر کف سالن قرار داده اند وبوسیله نوارهائی با فاصله چند متر از یکدیگر بهم متصل هستند. در انتهای این میله ها ماموری ایستاده و هر مسافری که به نزدیک وی می رسد به یکی از پیشخوانهای متعدد که حدود ده تائی هستند ودر هر کدام دو نفر نشسته اند راهنمائی می کنند خط زردی با فاصله چند متر در طول این قسمت کشیده اند وباید صبر کرد تا نفر قبل گذرنامه خویش را تحویل داده ویزایش کنترل شده و از فاصله بین پیشخوانها عبور کند تا نوبت بعدی شود.نوبت من می شود خانمی است گذرنامه خود را به او داده سلامی می کنم یکی دو سئوال میکند و گذرنامه را به من برمی گرداند تشکر کرده به داخل سالن رفته تا چمدان خویش را بردارم .

ادامه نوشته


راز

مردان



اين چه رازي است كه مردان بزرگ        هوس مرگ به بستر نكنند

نهر ا سند ز دشــــواري        راه              فكر تغيير ز سر در نكنند

درس خود خواهي و تــــزوير وريا         از پي نفع خود از بر نكنند

شرف خويش فر وشند مگــر                چون نظر بر گهر و زر نكنند

رسم آزادگي آخـــــر چه بود               كه فراموش به يكسر نكنند

راه خـــــود رفتن وتمكين و سكوت    خود چه عيبست كه آخر نكنند

جانشان مي رود اما هيــــــــهات          لب به خواهش زخسان ترنكنند

عافيــت جــــوي نباشـــــند ازآن           چوكسان پيروي ازشـــر نكنند

روزميدان نگريـــــزند زخصــــــم             حا ن خود حفظ به سنگر نكنند

ازتن خويش سپــــــــرمی سازند              تا كه گلها همـــه پرپر نكنند

كم بها نيست ســــــــرآزاده              خم از آن پيش خسان سرنكنند

خانعـــــــلي تا به ابد دردل ماست           خود فـــــريبان زچه باور نكنند

او بياموخت به مـــــــــردم هرگز             دشــــمن و دوست برابر نكنند

بـــــــــــاور وعده روبه صفتان               زان خطا هـــاست كه ديگر نكنند

گــــر فــــــــرازي بود اندر پرواز          وي همـــــانجاست كه برتر نكنند

ادامه نوشته

یادی ز آنکه ماند

 در فاصله­ای نه چندان دور از ایستگاه متروی ایندراپراستا در دهلی باغی قرار دارد و در داخل ساختمانی چهارگوش خاطرات مردی را در خود جمع کرده است که یکی از اسطوره­های قرن بیستم بشمار می­رود. باغ در تقاطع دو خیابان نسبتاً وسیع واقع شده است. از در ورودی شرقی که وارد می­شوی مجسمه و تابلو نوشته­ای چند به چشم می­خورد که یا کلامی ازوست و یا زندگینامه­اش بطور خلاصه. ساختمان مشتمل بر دو طبقه است که در طبقه اول به هنگام ورود در سمت چپ خانمی را می­بینید که پشت میز یا بهتر بگویم پشخوانی نشسته و در روی این پیشخوان بزرگ کتاب­ها و مجلاتی که همه مرتبط با این شخصیت هستند و نیز مجسمه­های کوچک و نوار و سی دی­هایی که گفته­ها و اندیشه­های او را به همراه دارند.

ادامه نوشته

نان سواره

  همين ديروز بود انگار كه درس را تعطيل كرده و ما را به صف و راهي شد يم كجا؟ نمي دانستيم  و اگر هم به ما گفته مي شد شايد انطور كه بايد نمي فهميد يم، مگر مثل كودكان امروز  بود يم كه بسيار كنجكاوانه نگاه مي كنند و مي پرسند و ياد مي گيرند و به تو مربوط نيست و تو بچه اي وصبركن بزرگتر شي مي فهمي و اين جور سخنان به كتشان نميرود كه هيچ كلي هم به تي تيش قبايشان بر مي خورد.                                                                               

ادامه نوشته