اعتراض معلمان به عدم دريافت شش ماهه حقوق دردوره قوام...

       تصورم اين بود كه اولين اعتصاب گسترده معلمان درايران مربوط به سال 1340

ودر دوره اي بود                                                                                                                

كه ابوالجسن خانعلي بعلت شليك گلوله كشته شد وروز معلم به همين مناسبت شكل گرفت .ليكن بعد      

 متوجه شدم كه اعتراضاتي ديگر ازاين گونه قبل ازان هم درايران وجود داشته است .                       

از اين نمونه مي توان اعتصاب معلمان درسال 1300 هجري شمسي را نام برد      در دي ماه ان سال زماني كه قوام نخست وزير ايران بود معلمان دراعتراض به پرداخت نشدن شش ماهه حقوق خويش اعتصاب كردند اين اعتصاب به مدت سه هفته ادامه داشت ودانش اموزان نيزبعد ازمدتي براي ابراز همدردي  به معلمان خويش پيوستند     

ادامه نوشته

آموزش و پرورش مدنی/بخش هشتم

انسان شایسته   

     بنابراین وبژگی های شهروند شایسته،تنها همان مهارت های ضروری برای مشارکت در سامانه ی سیاسی نیست. افزون براین،ویژگی هایی است که شخص را رهنمون به مشارکت می سازند،به خواست مشارکت،به داشتن خوی(گرایش به) مشارکت. این همان منظور روسو است،هنگامی که شرح می داد چگونه شهروندان در پیکره ی سیاسی آرمانی اش "شوق به یکی شدن" خواهند داشت(1988-140). به سخن دیگر،شهروندان باید گونه ای معین از خوی (گرایش) و منش را به نمایش بگذارند. نتیجه آن می شود،چیز چندان شگفتی هم نیست،که بر پایه نظر ما، در یک دموکراسی،فضیلت ها یا ویژگی هایی که شهروندیِ خوبی را پی می ریزند،با انسان شایسته و اخلاقی،پیوندی تنگاتنگ دارند. کوتاه سخن،می تواند همان عبارت "منش نیک" باشد.

ادامه نوشته

پيامك كانون صنفي معلمان دراعتراض به بلاتكليفي مختار اسدي

   مختار اسدی، دبیر و فعال فرهنگی کردستان،پس از گذشت یک ماه از آغاز سال تحصیلی،هنوز سازماندهی نگردیده است. بدین وسیله،کانون صنفی معلمان ایران،بار دیگر اعتراض خود را به چنین رفتارهای غیرقانونی اعلام می دارد.

                                                              ۹۰/۷/۲۶


آموزش و پرورش مدنی/بخش هفتم

ویلیام گالستون : آموزش مدنی در دموکراسی نمایندگی – بنیاد(نمایندگی)

 با این همه،چنین می نماید که این دیدگاه گاتمن،از دیدن گوناگونی(تنها)به عنوان عامل توانمندی،فراتر می رود. او می گوید که کودکان،به سادگی راه های متفاوت با راه زندگی خویش را برنمی تابند اما درعمل به آنها احترام می گذارند. وی هوشیارانه می گوید "احترام متقابل میان افراد" که می تواند بر نونازی ها دلالت کند که باید به عنوان افراد احترام ببینند؛هرچند هوادار یک زندگی نفرت انگیزند و روش زندگی شان بایستی نکوهش گردد. شاید این یک هوشمندی است که گاتمن به کار می گیرد اما ویلیام گالستون،از یک زاویه،از این اندیشه ی گاتمن دور می شود. آنجا که گاتمن از فشار روی کودکان برای رویارویی با راه های زندگی خودشان پشتیبانی می کند تا جایی که هم زمان(با احترام به راه های دیگرزندگی)احترام به نونازی ها را هم نشان دهند.

ادامه نوشته

 تغييرات نظام آموزشي دردوره رضاشاه .....

          سال­های 1304 -1320 را می­توان، مهم­ترین و بحرانی­ ترین سال­های تاریخ معاصر‌ایران دانست زیرا در‌ این دوره تلاش گسترده ­ای برای دگرگون ساختن نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور انجام شد تا در نهایت‌،  سلسله سیاسی حکومت پهلوی را تثبیت کند. دگرگونی فرهنگی با رشد سریع نهادهای جدید و با هدف از هم پاشیدن نهادهای سنتی بوسیله دولت همراه بود. از میان نهادهای فرهنگی ـ اجتماعی بسیاری که در‌این دوره تأسیس گردید‌.....
          در پایان سال­های 1920 و  سال­های 1930 چند فقره اصلاحات در زمینه آموزش و پرورش‌، فرهنگ و زندگی مردم انجام گرفت. قانون­ها و تصویب نامه‌هایی درباره آموزش عمومی و اجباری رایگان ابتدائی و دبیرستان و آموزش عالی و همچنین تأسیس شبکه آموزش غیرمذهبی دولت و حتی آموزشگاه­ها و دانشکده‌های علوم تربیتی وضع شدند. تمامی امور اجرائی مدارس‌، مانند برگزاری امتحانات‌، تهیه برنامه‌های درسی و آموزشی و تشخیص صلاحیت علمی و اخلاقی معلمان‌، به شورای عالی معارف واگذار شد. به سفارش شورای عالی معارف مقرر شد با بررسی نظام آموزش و پرورش کشورهای اروپائی‌، الگوئی برای نظام آموزشی کشور انتخاب گردد. سرانجام سیستم آموزشی مدارس فرانسه به عنوان الگوی مدارس‌ایرانی پذیرفته شد. همچنین در قانون تربیت معلم‌، مصوب اسفند 1312 پیش­بینی شده بود که در مدت 5 سال‌ آینده‌، تعداد 25 دانشسرا تأسیس شود. در قانون مذکور برای فارغ­التحصیلان دانشسراهای مقدماتی و دانشسرای عالی و در قانون تأسیس دانشگاه تهران برای دانشسرایان و استادان طرز استخدام و ده درجه خدمت و ترتیب ارتقا و بازنشستگی پیش بینی گردید و برای اولین بار معلم خدمتگذار رسمی مملکت محسوب و آتیه وی تأمین و مستحکم شد.در هنگام استعفای رضاشاه تعداد 36 دانشسرا در سراسر کشور وجود داشت.
ادامه نوشته

نقش اموزش در جلوگیری از بزهکاری

         مطلب زیر برگرفته از پژوهشی است که به بررسی بزهکاری نوجوانان خوزستان می پردازد لیکن به نظر می رسد که نتایج ان  قابلیت تعمیم به استانهای دیگر رانیز داشته باشد

        آسيبهاي اجتماعي طي سالهاي اخير روند شتابنده‌اي به خود گرفته است. از جمله عوارض آن كاهش سن مجرمين و بزهكاران است. اين شرايط باعث افزايش بي‌رويه افت تحصيلي، ترك تحصيلي، و گسترش آسيب‌هاي اجتماعي بين جمعيت در سن تحصيل شده است. در مطلب حاضر با هدف بررسي عوامل مرتبط با اين پرونده ، بزهكاران از يك سو  برونداد سيستم آموزشي تلقي شده و از ديگر سو درونداد سيستم زندانباني در نظر گرفته شدند. 

ادامه نوشته

آموزش و پرورش مدنی/بخش ششم

دموکرات شایسته 

اگر آن گونه که شلدون ولین پیشنهاد می داد،رای دادن و مبارزه های انتخاباتی،تنها کنش های بنیادین شهروندی هستند،پس چه نوع آموزش مدنی،آفرینش شهروند شایسته را تضمین می کند؟

 شهروندان آینده ممکن است تنها نیازمند به دانستن این شوند که برای نمونه،دستگاه دموکراتیک چگونه کار می کند – کارکردهای شاخه های گوناگون،هدف و رویه های انتخابات،تاریخ سامانه های فرمان روایی کشور و نهادهای حکومتی- و دانستن حقوق و وظیفه های شهروندی. البته این ها همه درون مایه بسیاری از آموزش های مدنی امروزین می باشند.

 بنابراین اگر ما می خواهیم شهروندان آینده را برای گونه ی متفاوتی از مشارکت آموزش بدهیم،اگر ما می خواهیم که آنها کارگزاران،طبیعت و پهنه ی سامانه ی دموکراتیک شان را به چالش گیرند – یعنی اگر ما  می خواهیم آموزش مدنی بدهیم نه تلقین مدنی – ما نیازمند این هستیم که به آنها یاد دهیم که درباره ی سامانه ی دموکراتیک شان سنجشگرانه بیندیشند. اگر قرار باشد شهروندان مشارکت کنند و سهمی در آن داشته باشند هم دانش سیاسی و هم اندیشه ی انتقادی لازم است ؛همان چیزی که امی گاتمن از آن با عنوان بازآفرینی گروهی جامعه یا "بازآفرینی اجتماعی آگاهانه" یاد می کند. استدلال های گاتمن در توجیه آموزش دموکراتیک،برخی از بهترین پیشنهادهای جاری است. 

ادامه نوشته

كرسي استادي «سوربن» را براي خدمت به كشورم رد كردم....

           بزرگي انسانها به جايگاهي كه به درست يا غلط اشغال كرده اند نيست بزرگي بستگي به وسعت قلب آنها دارد

         اين گزارشي است از بزرگي آناني كه نه به دنبال چاقتر كردن  خويش از راه بلعيدن سهم ديگران بوده اند ونه شهرت ومقام هستي آنان را به بازي گرفته است

        وچه روزي بهتر از روز جهاني معلم كه بهانه اي باشد تا از اين انسانهايي كه بر فراز قله ادميت نشسته اند ياد كنيم....

        نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) مي‌داند.

كرسي استادي «سوربن» را براي خدمت به كشورم رد كردم


كرسي استادي «سوربن» را براي خدمت به كشورم رد كردم


ادامه نوشته

    بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت روز جهانی معلم 1390

      در آستانه روز جهانی معلم و در آغازین روزهای سال تحصیلی،کانون صنفی معلمان ایران،ضمن تبریک این دو مناسبت فرخنده به همه ی مردم،به ویژه فرهنگیان تلاشگر،لازم می بیند تا،هر چند گذرا،به بررسی برخی مسائل کنونی آموزش و پرورش کشور بپردازد. پیش از هر چیز،یادآوری این نکته ضروری به نظر می رسد که پنجم اکتبر هر سال،برابر سیزدهم مهر،از سوی سازمان جهانی یونسکو،روز جهانی معلم نامگذاری شده است. شعار امسال این روز نیز "آموزگاران برای برابری جنسیتی" است،که نشانه ای است از مسئولیت معلمان برای مبارزه با هر گونه تبعیض. همان موضوعی که در ایران نیز،همواره چالش آفرین بوده است و متآسفانه گاهی آنچنان سطحی و شعاری با آن برخورد می شود که مایه ی شگفتی و درد می گردد. برای نمونه،تفکیک جنسیتی خردسالان پیش دبستانی،که به جرآت می توان آن را یکی از باورهای سست و بی پایه ی کارگزاران آموزشی کنونی به شمار آورد؛سخنی که شنیدنش،دل هر دلسوخته ی فرهنگ پربار این مرز و بوم را به درد می آورد و آه بر نهادش می نشاند که چگونه در کشوری کهن همانند ایران،که یکی از کشورهای فرهنگ ساز جهانی به شمار می رفته است،مسئولانی یافت می شوند که این چنین کوته می اندیشند.

ادامه نوشته

آموزش مدنی 5

  آموزش مدنی نخستین در آمریکا


        هنگامی که الکساندر هامیلتون در "فدرالیست 23" نوشت،حکومت فدرال را باید" به خاطر همه ی آن چیزهایی که مدیریتش به آن سپرده،اقتداری نامحدود" واگذار کرد(1987،ص 187) او به گفته ی شلدون ولین،نیاز حکومت مرکزی سازمان یافته نوینی را بر شمرد برای : " گونه ی نوینی از شهروند ... که رابطه ی فروکاسته با قدرت مقدر را پذیرفته است و به رای دادن و انتخابات به عنوان پیوند اصلی میان شهروندان و قدرت مداران تن می دهد."  مدرسه ها می توانند پرورش این نوع شهروند نوین را به عهده بگیرند.

بنابراین،در میان کسانی که شکاف های دموکراسی و دیدگاه های آموزشی را بررسی می کنند،برخورد با کسانی بسیار شبیه فرانکلین دلانو روزولت،پدیده ی آشنایی است : "مدرسه ای که شهروند ارزنده بار می آورد،مهم ترین مسئولیت را بر گردن می گیرد." در آمریکا،مدرسه های دولتی،رسالت پرورش جوانان برای شهروندی را پذیرفته اند. 

در آغاز،بودجه ی آموزش در آمریکا دولتی نبود. (آموزش) حتی به صورت ابتدایی،یک سیستم هم نبود. به جای آن،هر جماعتی برای خودش،آموزشی داشت. فراگیر و برای همگان هم نبود. آموزش ویژه ی مردان سفید پوست آزاد،و بالاتر از آن،مردان سفید پوست آزادی بود که می توانستند از عهده ی شهریه مدرسه برآیند. یکی از "بنیانگذاران" سامانه ی آموزش دولتی - گرچه دورانش،پیش از تآسیس مدرسه های دولتی است- نوآ وبستر بود. وی آموزش را وسیله ی رشد هویت ملی می دید. از این رو،روش هجی کردن و واژه نامه ی خودش را به عنوان روش پیشبرد زبان مشترک آمریکا پدید آورد.


ادامه نوشته

آموزش و پرورش مدنی - بخش چهارم

1.3) میل : آموزش و پرورش از رهگذر مشارکت سیاسی

 میل بر این باور بود که مشارکت در حکومت نمایندگی،یا دموکراسی،هم برای اثرات آموزنده اش بر مشارکت جویان،و هم برای برآمدهای سیاسی سودمندش،شایسته پذیرش است. حتی اگر کارگزاران انتخابی یا انتصابی بتوانند کار بهتری از شهروندان انجام دهند،میل،مشارکت شهروندان را درست تر می دانست" به عنوان وسیله ای برای پرورش ذهنی خودشان - شیوه ی تقویت هوش و حواسشان،تمرین داوری هایشان و دست یابی به شناختی نزدیک از موضوعاتی که از این رهگذر با آنها روبرو می شوند. مشارکت یک اصل است(اما نه یکتا و تنهاترین اصل) مشارکت در هیآت منصفه ی دادگاه،در نهادهای محلی مردمی و آزاد و خودگردان (شهری)،در مدیریت بنگاه های صنعتی و انسان دوستانه ی انجمن های خود خواسته"(1972،179). بنابراین،مشارکت سیاسی،شکلی است از آموزش مدنی ارزنده برای انسان ها و برای شهروندان.  

  در رساله آزادی ،که گفت آورد بالا از آن آمد،میل می نویسد هنگامی که این ایده با "بخش هایی از آموزش و پرورش ملی" پیوند می یابد،هیچ بختی برای رشد نخواهد یافت. از آن رو که به نزد میل،پرورش شخص می تواند و باید،با آموزشی برای شهروندان همراه گردد. "آموزش ذهنی"ای که او برمی شمارد:" در حقیقت،آموزش ویژه ی شهروند،بخش عملی آموزش سیاسی مردم آزاد،درآمدن از دایره ی تنگ خودخواهی های شخصی و خانوادگی،خوگرفتن به درک منافع مشترک،ساماندهی دلبستگی های مشترک – خو گیری به کنش با انگیزه های مردمی و نیمه مردمی،و هدایت رفتار به هدف هایی که آنها را به جای جداسازی از یکدیگر،یکی می سازد" را دربرمی گیرد(همان).

 "تاملاتی در حکومت انتخابی" میل،کتابی است برای جستار آموزش مدنی،به عنوان روشی برای رشد شخصی و سیاسی. میل می خواهد "پیشرفت" افراد را بررسی کند. برای پیشرفت،نیاز است به "حفظ همه ی خوبی ها،هر اندازه که اکنون وجود دارد؛پیشرفت،همچنین افزایش خوبی ها را دربردارد."  اما خوبی ها به نزد میل چه هستند؟ نخست " صفت هایی از شهروندانند که هرکدام،بیشتربه نگه داشت میزان رفتار خوب منجر می شوند... همه خواهند پذیرفت که این ویژگی ها سخت کوشی،شرافتمندی،دادگری و دوراندیشی اند"(1972،201). افزون بر اینها " صفت هایی خاص در انسان که به نظر،نشانه های روشن تری به پیشرفت اند ...از همه ی این صفت ها بالاتر،کوشش های ذهنی،خطر کردن و دلیری است"(همان 202).

 بنابراین هنگامی که جامعه،توانایی های شهروندان و افراد را می افزاید،پیشرفت نیرو می گیرد. میل می گوید،حکومت خوب به کیفیت انسان های پدیدآورنده اش بستگی دارد. انسان های نیک و کارایی که کنش هایشان تنها،در و از طریق نهادهای رسمی است،جامعه ی خوب را پابرجا و جاودانه می سازند. انسان های شایسته،شهروندان شایسته خواهند بود: فراهم آورندگان نهادهای سیاسی مورد نیازبرای مشارکت شان. چنین مشارکتی – مانند شرکت در هیآت منصفه و نهادهای محلی – افراد را از خود و از منافع خودخواهانه دور می سازد. اگر چنین نشود،یعنی اگر شخص تنها منافع شخصی خود را ببیند،میل نتیجه می گیرد که حکومت خوب،ناممکن می گردد. "اگر نمایندگان،یا آنهایی که نمایندگان را برمی گزینند،یا آنهایی که نمایندگان،پاسخ گویشان هستند،یا ناظرانی که رآی شان باید تعیین کننده باشد و همه ی اینها را بازبینی می کنند؛تنها توده هایی باشند ناآگاه،نادان وبا پیش داوری کور،هر کار حکومت،نادرست خواهد بود"(همان 207).

 برای میل حکومت خوب،خیابانی دوطرفه است : حکومت خوب وابسته به "فضیلت و آگاهی کسانی است که سازنده ی جامعه اند"؛هم زمان،حکومت می تواند "فضیلت و آگاهی مردمانش را فزونی بخشد"(همان). سنجه ای برای کیفیت هر نهاد سیاسی،این است که تا چه اندازه به" پرورش صفت های پسندیده ی گوناگون ...اخلاقی،اندیشگی و عملی عضوهای جامعه اش گرایش دارد"(همان 208). افراد شایسته،از نظر سیاسی همچون شهروندان شایسته عمل می کنند و بدین سان در نیک منشی خویش باقی می مانند و یا رشد می یابند. حکومت،از رفتاری که با مردمش دارد،داوری می شود... با شهروندانی که می سازد،و آنچه که با آنها انجام می دهد؛گرایشش به پیشرفت یا تباه سازی مردمانش." حکومت به پیشرفت مردم کمک می کند،برای بهبود(شرایط) آنها گام برمی دارد، "روی هم رفته،تاثیر بزرگی روی ذهن انسان می گذارد..."  بنابراین حکومت "کارگزار آموزش ملی است ..."(همان،210،211).

ادامه نوشته