1.3) میل : آموزش و پرورش از رهگذر مشارکت سیاسی
میل
بر این باور بود که مشارکت در حکومت نمایندگی،یا دموکراسی،هم برای اثرات
آموزنده اش بر مشارکت جویان،و هم برای برآمدهای سیاسی سودمندش،شایسته پذیرش
است. حتی اگر کارگزاران انتخابی یا انتصابی بتوانند کار بهتری از شهروندان
انجام دهند،میل،مشارکت شهروندان را درست تر می دانست" به عنوان وسیله ای
برای پرورش ذهنی خودشان - شیوه ی تقویت هوش و حواسشان،تمرین داوری هایشان و
دست یابی به شناختی نزدیک از موضوعاتی که از این رهگذر با آنها روبرو می
شوند. مشارکت یک اصل است(اما نه یکتا و تنهاترین اصل) مشارکت در هیآت منصفه
ی دادگاه،در نهادهای محلی مردمی و آزاد و خودگردان (شهری)،در مدیریت بنگاه
های صنعتی و انسان دوستانه ی انجمن های خود خواسته"(1972،179).
بنابراین،مشارکت سیاسی،شکلی است از آموزش مدنی ارزنده برای انسان ها و برای
شهروندان.
در رساله آزادی ،که گفت آورد بالا از آن آمد،میل می نویسد هنگامی که این
ایده با "بخش هایی از آموزش و پرورش ملی" پیوند می یابد،هیچ بختی برای رشد
نخواهد یافت. از آن رو که به نزد میل،پرورش شخص می تواند و باید،با آموزشی
برای شهروندان همراه گردد. "آموزش ذهنی"ای که او برمی شمارد:" در
حقیقت،آموزش ویژه ی شهروند،بخش عملی آموزش سیاسی مردم آزاد،درآمدن از دایره
ی تنگ خودخواهی های شخصی و خانوادگی،خوگرفتن به درک منافع مشترک،ساماندهی
دلبستگی های مشترک – خو گیری به کنش با انگیزه های مردمی و نیمه مردمی،و
هدایت رفتار به هدف هایی که آنها را به جای جداسازی از یکدیگر،یکی می سازد"
را دربرمی گیرد(همان).
"تاملاتی
در حکومت انتخابی" میل،کتابی است برای جستار آموزش مدنی،به عنوان روشی
برای رشد شخصی و سیاسی. میل می خواهد "پیشرفت" افراد را بررسی کند. برای
پیشرفت،نیاز است به "حفظ همه ی خوبی ها،هر اندازه که اکنون وجود
دارد؛پیشرفت،همچنین افزایش خوبی ها را دربردارد." اما خوبی ها به نزد میل
چه هستند؟ نخست " صفت هایی از شهروندانند که هرکدام،بیشتربه نگه داشت میزان
رفتار خوب منجر می شوند... همه خواهند پذیرفت که این ویژگی ها سخت
کوشی،شرافتمندی،دادگری و دوراندیشی اند"(1972،201). افزون بر اینها " صفت
هایی خاص در انسان که به نظر،نشانه های روشن تری به پیشرفت اند ...از همه ی
این صفت ها بالاتر،کوشش های ذهنی،خطر کردن و دلیری است"(همان 202).
بنابراین
هنگامی که جامعه،توانایی های شهروندان و افراد را می افزاید،پیشرفت نیرو
می گیرد. میل می گوید،حکومت خوب به کیفیت انسان های پدیدآورنده اش بستگی
دارد. انسان های نیک و کارایی که کنش هایشان تنها،در و از طریق نهادهای
رسمی است،جامعه ی خوب را پابرجا و جاودانه می سازند. انسان های
شایسته،شهروندان شایسته خواهند بود: فراهم آورندگان نهادهای سیاسی مورد
نیازبرای مشارکت شان. چنین مشارکتی – مانند شرکت در هیآت منصفه و نهادهای
محلی – افراد را از خود و از منافع خودخواهانه دور می سازد. اگر چنین
نشود،یعنی اگر شخص تنها منافع شخصی خود را ببیند،میل نتیجه می گیرد که
حکومت خوب،ناممکن می گردد. "اگر نمایندگان،یا آنهایی که نمایندگان را برمی
گزینند،یا آنهایی که نمایندگان،پاسخ گویشان هستند،یا ناظرانی که رآی شان
باید تعیین کننده باشد و همه ی اینها را بازبینی می کنند؛تنها توده هایی
باشند ناآگاه،نادان وبا پیش داوری کور،هر کار حکومت،نادرست خواهد بود"(همان
207).
برای
میل حکومت خوب،خیابانی دوطرفه است : حکومت خوب وابسته به "فضیلت و آگاهی
کسانی است که سازنده ی جامعه اند"؛هم زمان،حکومت می تواند "فضیلت و آگاهی
مردمانش را فزونی بخشد"(همان). سنجه ای برای کیفیت هر نهاد سیاسی،این است
که تا چه اندازه به" پرورش صفت های پسندیده ی گوناگون ...اخلاقی،اندیشگی و
عملی عضوهای جامعه اش گرایش دارد"(همان 208). افراد شایسته،از نظر سیاسی
همچون شهروندان شایسته عمل می کنند و بدین سان در نیک منشی خویش باقی می
مانند و یا رشد می یابند. حکومت،از رفتاری که با مردمش دارد،داوری می
شود... با شهروندانی که می سازد،و آنچه که با آنها انجام می دهد؛گرایشش به
پیشرفت یا تباه سازی مردمانش." حکومت به پیشرفت مردم کمک می کند،برای
بهبود(شرایط) آنها گام برمی دارد، "روی هم رفته،تاثیر بزرگی روی ذهن انسان
می گذارد..." بنابراین حکومت "کارگزار آموزش ملی است ..."(همان،210،211).