آدم اینجا تنهاست....

      


   هنگامی که از دانشگاه تهران بیرون آمدم اولین چیزهایی که بعد از مدتی تجربه کردم این بود که در فقدان نهادهای صنفی و مدنی،  آدمی بسیار احساس تنهایی می کند. خیلی چیزها هستند که دیگر وجود معدود دوستانی که کنار آدمی باقی می مانند  نمی­توانند آن خلاء بنیادی را در زندگی آدمی پر کنند. مواردی از نیازمندی ها وجود دارند که تنها نهاد صنفی و اجتماعی مي تواند  پاسخگوی  آنها باشد چرا که این تنهایی، تنهایی نبودن آدمها در کنار شما نیست بلکه مسئله این است که زندگی عملی شما دستخوش آسیب می شود و گویا عنصری بالاتر از فرد باید به میان بیاید تا مشکل مرتفع شود.

بنابراین، تنهایی با این یا با آن نبودن مد نظر نیست بلکه تنهایی به معنای فقدان های اجتماعی است.  تنهایی مورد نظر به معنای از دست دادن شبکه تعاملات گذشته و در نهایت منزوی شدن فرد طرد شده در جامعه است.

ادامه نوشته

عقاب....

    كمتر كسي است كه شعر عقاب را نشنيده باشد آنزمان جزو درس ادبيات فارسي مدارس بود اين شعر منسوب به ناصر خسرو بود كه با مصرع روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خاست ..شروع مي شد شعر ديگري هم عقابي است كه پرويز ناتل خانلري به صارق هدايت تقديم كرد 

        او كه زماني دبير دبيرستانهاي تهران بود وزماني وزير فرهنگ در نامه‌ای به پسرش در جواب به پرسش او که چرایران را ترک نمی‌کند نوشت "...من از آن دسته گیاهان هستم که به‌سادگی ریشه‌هایم را نمی توان بر کنم و در جای دیگر دوباره بکارم. پدر من و پدر بزرگ من نیز در راه ادبیات ایران عمرشان را سرمایه‌گذاری کردند ما مسئولیت این را بر شانه‌هایمان داریم که میراث فرهنگی ایران را به نسل‌های آینده منتقل کنیم ..."

      پرویز ناتـل خانلری در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون و تحصیلات عالی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انجام داد. سپس ضمن تدریس در دبیرستانها دورۀ دكتري زبان و ادبيات فارسي را گذراند. در سال ۱۳۲۲ جزو اولین گروه دریافت‌کنندگان دكتري زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بود. پايان نامه دكتری او بعدا با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» به چاپ رسید. پس از پایان خدمت وظیفه، با درجه دانشیاری در دانشگاه تهران آغاز به تدریس کرد. شعر عقاب او  از زیباترین و پرمحتواترین نمونه‎های شعر معاصر ایران است که این گونه آغاز می‌شود:

گشت غمناک دل و جان عقاب      چو ازو دور شد ایام شباب
دید کش دور به انجام رسید         آفتابش به لب بام رسید
باید از هستی دل برگیرد            ره سوی عالم دیگر گیرد...

ادامه نوشته

آموزش و پرورش جهانی(قسمت دوم)

آموزش و پرورش جهانی(قسمت دوم)

     شاید این دو،تنها گزینه ها نباشند. نوسبام در استعاره ی دایره های هم مرکز هویت،می گوید که ما باید بکوشیم تا دایره های بیرونی وابستگی هایمان را- دایره ی همه ی انسان ها را- به مرکز نزدیک تر سازیم،یعنی به خودمان و به کسانی که دوست شان داریم. ما با چنین کاری،هویت هایمان- آن وابستگی های ویژه معنا دهنده به ما را،دور نمی اندازیم. در عوض،ما باید پیامدهایی را مورد توجه قرار دهیم که تصمیم های اخلاقی و سیاسی مان،روی همه ی نوع بشردارند.

       افزون بر این،ما بایستی توجه داشته باشیم که خود میهن پرستی،به نظر می رسد که از دایره های هم مرکزهویت،برداشت خویش را دارد. برای نمونه،تئودور روزولت،از "بزرگ نمایی اجتماع کوچک به زیان کشور بزرگ" هشدار می داد. اینجا تاییدی است به " ملی گرایی نوینِ" روزولت،در برابر آنچه او " میهن پرستی روستا" می نامید.

ادامه نوشته

رويداد هاي كودكي....

 

  

رويداد هاي كودكي فراموش شدني نيستند برخلاف امروز كه بياد نمي اوريم ساعتي پيش چه كار مي كرديم

      آن زماني كه كنار خيابان مي ايستاديم تا درشكه اي رد شود وما بر پشت آن بپريم وسواري مفت بخوريم وياچند قوطي حلبي را كه جمع كرده بوديم وبانخ به يكديگر وصل كرده بوديم به سپر عقب اتوبوس ببنديم تا هنگام حركت  صدا كند وما ازخنده غش وريسه برويم

   آن زمان هنوز تعداد بيسوادها آن قدربود كه مارا ازلدت خواندن تابلوي اتوبوس كه مقصد را اعلام مي كرد بي نصيب
ادامه نوشته

سالروز تولد شاملو...

به مناسبت۲۱ آذر سالروز تولد احمد شاملو

به مناسبت۲۱ آذر سالروز تولد احمد شاملو
احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌ است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد اما پس از چندی در بعضی از اشعار منتشر شده در هوای تازه - و سپس در اکثر شعرهایش - وزن را به طور کلی رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.
ادامه نوشته

مرا ببخش.....

مرا ببخش عزيزم چو ره   نشد هموار          گنه نبود مرا چون زمانه  شد دشوار

چنان نگشت كه  آسان  گذرتواني   كرد            نشسته  برسر هرگام  نطفه  پيكار

چه گويمت زبقاي دلي كه مي سوزد       به شوق وذوق فراوان به گرمي بسيار

چو همرهان  سرافراز هريكي   رفتند            تمام هستي خود رانهاده براين كار

دوچشم من به ره آن ستاره ها  جاماند        چه باك گرشود عمرم فدای يك ديدار

مرا ببخش عزيزم كه زندگي اين است        گهي به اوج كشاند گهي   شود  آوار

سرود من نه به آئين شب پرستان  بود         ازآن نگشت مرا زندگي دمي رهوار

تلاشمان همه آن شد كه تا زنوسازيم           بري زرنج جهاني رها زهر  آزار

كنون كه مي رود ازدست آخرين يارا         نمانده گرچه برايم به جز تني   بيمار

بدنم تا كه نميرد امید من برجاست           چه مژده هارسدای دل گه ازپس ديوار

زجا كنيم  علفهاي  هرزه   اين خاك           كه  يادگار بماند  زما  گل  و  گلزار

ادامه نوشته

.آموزش و پرورش جهانی(قسمت نخست)

۵.آموزش و پرورش جهانی(قسمت نخست)

           جهان گرایی،پدیده ی نوینی است،و به دلیل جهانی شدن،برای آموزشگران مدنی،موضوعی با اهمیت روزافزون است. 

             پیش از این،آموزش و پرورش جهانی،آموزش و پرورش چند- فرهنگی بود. بر پایه ی هر دو برداشت[پیشین و کنونی]،انسان های نیک،نیازمند این هستند که از دیدگاه های دیگران آگاه شوند،همچنین از پیامد هایی که تصمیم هایشان بر دیگران دارند. همانگونه که شهروندان شایسته ی چند- فرهنگه،باید به دیدگاه ها و مشکلات آنانی اهمیت می دادند که در حاشیه ی جامعه هاشان زندگی می کنند و آنهایی که زندگی های خوب از شهرهایشان رخت بربسته، شهروندان شایسته در جهان گرایی،باید که به خودشان،همچون "شهروندان جهانی" بیندیشند- یا آغاز کنند که بیندیشند-

        شهروندانی با وظایفی که در میان مرزهای ملی می گسترند. آیا آموزش و پرورش مدنی می تواند و می باید که یک آگاهی جهانی را دربربگیرد و حساسیتی جهانی را پرورش دهد؟

ادامه نوشته

روزانه 300 نوجوان وارد چرخه اعتياد مي شوند          

روزانه 300 نوجوان وارد چرخه اعتياد مي شوند                                     

اين خبري است كه دوروز پيش همايش مددكاري اجتماعي درحوزه كودكان اعلام كرد روزانه سيصد نفر يعني ماهانه نه هزار وسالانه بيش ازصدهزارنفر

                                                                                                                                                                                                                 سن شروع اعتياد در اين گزارش   15 تا 17 سال ذكر شده است درحاليكه اعلام شده بارها با كودكان معتاد هفت وپنج ساله وحتي انان كه معتاد به دنيا مي ايند روبرو شده ايم                                                     

    به گفته مديركل دفتر آسيب هاي اجتماعي درطول فقط پنج سال يعني از 1370 تا 1375 رقم معتادان از 200 تا 300 هزارنفر به دو ميليون افزايش يافته بود برپايه امارهاي رسمي                                                           

        درسال 1388 49 درصد دانشجويان به مواد مخدر اعتياد داشتند ونيز رشد روز افزون اعتياد درميان زنان وتغيير سبك اعتياد ازفردي به جمعي وخانوادگي ازديگر موارد مورد توجه بوده است                                              

      علت چيست؟ چرا هرروزه شاهد امارهاي اين چنيني هستيم ؟راه برخورد با چنين مشكلاتي كدامست ؟           

 چرا بايد هرروزه  امارهاي نگران كننده اي ازافت تحصيلي گرفته تا فرار مغزها ورشد كودكان فراري ازخانه وكودكان كار وپايين امدن سن فحشا وغيره  را داشته  باشيم                                                            

گزارش هرروز صفحه حوادث روزنامه ها ازپيدايش روش هاي جديدي براي فريبكاري ارتكاب جرم وادمكشي و... سخن مي كويند چه بايد كرد                                                                                                   

چه چيزي اتفاق افتاده است كه ما چنين بي تفاوت ازكنار اين گونه رويداد ها مي گدريم به كجاميرويم نميدانم

رضايت شغلي معلمان...

     اغلب صاحب‌نظران و متفکران مسایل تربیتی بر این نظرند که معلمان، بزرگترین و مهم‌ترین عامل مؤثر در جریان تعلیم و تربیت هستند. بنابراین بی‌راه نیست اگر گفته شود شالوده و اساس یک سیستم آموزشی موفق را معلمان تشکیل می‌دهند

       در مطالعات و بررسی‌های انجام گرفته، این اتفاق نظر دیده می‌شود که عواملی از قبیل حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، همکاری و دوستی بین کارکنان، رابطه رؤسا با مرئوسین، اعتماد به هیئت رئیسه، تأمین نیازمندیهای شغلی، شایستگی و صلاحیت مدیران، کارآیی امور اداری، ارتباطات کافی و صحیح، پایگاه اجتماعی و شناسایی ارزش کاری، ثبات کار، روابط کاری، تطابق اهداف مشخص کارکنان با اهداف سازمان، شرایط و محیط کار، فرصت برای رشد و ترقی، خط مشی و نحوه اداره امور سازمان، نظم و انضباط در کار، ارتباط با همکاران، تأمین شغلی، کسب موفقیت در کار و قدردانی در مقابل انجام کار، در روحیه و رضایت شغلی کارکنان مؤثر هستند. . در این‌خصوص برخی راهبردهای عملی می‌تواند اقدامات زیر باشد:

 الف) احترام و حرمت به معلمان و فرهنگیان براساس لیاقت، شایستگی و کفایت آنان

 ب)ارضای تمایل به موفقیت، کفایت و شایستگی معلمان در محیط کار با رو کردن محیط کار و تأمین استقلال و آزادی آنان

 ج) تغییر در انتخاب و گزینش معلمان و مدیران، انتخاب افراد لایق و با استعداد و توانا در کادر آموزشی و مدیریت.

 د) احترام به معلم و ایجاد فرهنگ حرمت و بزرگداشت معلم، در معلمان و دانش‌آموزان ضرورت حرمت و احترام به معلم به واقعیت نمی‌پیوندد، مگر با آموزش احترام و حرمت واقعی و استحقاقی انسانها به یکدیگر

ه) بزرگداشت مقام معلم و زحمات او در جامعه، نه در یک روز بلکه همه روزه و هر زمان

و) ارزش گذاشتن به کفایت‌ها، آفرینندگی در محیط کار با حمایت‌های مادی و معنوی معلمان

ادامه نوشته

آموزش و پرورش مدنی/ بخش سیزدهم

 پائولو فریره : تعلیم و تربیت رهایی بخش(قسمت دوم)

 این " گفت و شنود انتقادی و رهایی بخش" را همچنین با عنوان "حلقه های فرهنگی" یاد می کنند،که قلب تعلیم و تربیت فریره است. حلقه هایی که چیزی بین 12 تا 25 دانش آموز و شماری معلم را دربر می گیرد که همگی درگیر تبادل نظر هستند. نقش "معلمان"،در این آموزش مدنی،مشارکت با مردم/دانش آموزان در این گفت و گوهاست. بنابراین"شیوه ی درست برای رهبری انقلابی ...«شعار رهایی بخشی» نیست. رهبری نمی تواند به نزد ستمدیدگان،تنها باور به آزادی را «شعار بدهد» ... شیوه ی درست،بر گفت وگو نهفته است"(همان 67). 

 بدین سان،ستمدیدگان،تجربه ها و زبان خویش را به کارمی گیرند تا ستمدیدگی شان را شرح دهند و بر آن چیره شوند. 

ادامه نوشته